تسویف به چه معناست
تسویف
التسويف في الأمر: المطل و تأخيره و القول بأني سوف أعمل ( مجمع البحرين، ج5، ص73)
تسویف در امری یعنی طول دادن و تاخیر انداختن کار و این که شخص مرتب بگوید این کار را در آینده
انجام میدهم و به همین صورت کار را تاخیر بیاندازد. وقتی «تسویف» دامنگیر انسان میشود و عمر در سایه این بیماری به بطالت و وقت گذرانی كشیده میشود، در این هنگام انسان همیشه به دنبال وقت مناسبی برای انجام عمل خود بر میآید و هیچگاه آن وقت فرا نمیرسد . فرصتها به دنبال هم از دست میروند و گرانبها ترین سرمایه انسان كه همانا عمر اوست در حالی به پایان میرسد كه او توشهای از آن برنداشته است .
پيامبر اکرم(ص) مىفرمايد: «اى ابوذر از اهمال کارى نسبت به اهداف خود برحذر باش زيرا تو امروزت را در اختيار دارى نه آينده ات را» لذا بر هر کسی لازم است امروز را که در آن است در یابد و بداند فردا زمانی دیگر است و کار دیگری میطلبد. و این امروز و فردا کردنها منجر به سنگينتر شدن بار فرداها مىشود و نگرانى از کارهاى مانده و دشوارى انجام آنها به مرور زمان، منجر به بيمارىهاى عصبى و يا بىتفاوتى نسبت به امور مىشود، و به دنبال آن بىنظمى و عدم تعهد نسبت به مسؤوليتها رخ مىدهد. و از همه مهمتر فرصتها از دست مىرود.
امام صادق(ع) میفرمایند: «فتدارک ما بقی من عمرک و لا تقل غداً أو بعد غد، فإنّما هلک من کان قبلک بإقامتهم علی الأمانی و التسویف حتی أتاهم أمرالله بغتهً و هم غافلون»( بحار الأنوار الأطهار ج70 ص 76 ) پس ما بقی عمر خویش را دریاب و مگو فردا یا پس فردا؛ زیرا کسانی که قبل از تو میزیستند، به سبب دو چیز هلاک شدند: یکی باقی ماندنشان بر آرزوها، و دیگری امروز و فردا کردنها، تا اینکه (مرگ و) امر خدا ناگهانی آنان را گرفت؛ در حالی که آنان در غفلت به سر میبردند. یکی از آفات تسویف از بین رفتن نیروی بدنی میباشد و با از بین رفتن این سرمایه عظیم، انسان از بسیاری از کارها باز میماند و آن بازدهی یک نیروی کار فعال را نخواهد داشت، لذا انسان باید نیرو و زمان نقد را در یابد و از به تاخیر انداختن امور به جد پرهیز کند. فرهنگ سازی این امر و آگاه سازی جوانان نسبت به آفات تسویف میتواند گامی موثر در تشویق افراد به کار و تلاش باشد.
تغییر دید
در فرهنگ دینی اسلام کار و تلاش جوهر مرد است و تلاش در راستای امور معاش هیچگونه ننگ و عاری حساب نمیشود. آنچه موجب سرافکندگی انسان میباشد دست بسته پیش امیر ایستادن و ذلت دیگران کشیدن برای لقمهای نان است و الا آهن تفته را به دست کردن خمیر نه مایه خجلت است و نه مایه شرم ساری، اما متاسفانه برخی با غرورکاذب خود، زحمت کشیدن و از دست رنج خویش خوردن را مایه فرومایگی میدانند، در حالیکه از حضرت علی (ع) نقل شده است که فرمود:
روزی در مدینه سخت گرسنه بودم، از شهر بیرون شدم تا کاری پیدا کنم و مزدی به دست آورم. مقداری از شهر دور شدم به کنار خانه زنی رسیدم و دیدم مقداری گِل خشک انباشته است دانستم وی میخواهد آن گِلها را جهت ساختمان، تر کند، به نزد او رفتم و با وی قرار بستم درازای هر دلو بزرگ آب که بر آن گِلها بریزم یک دانه خرما بستانم. شانزده دلو کشیدم و از سنگینی دلوها دستم تاول زد. وی شانزده دانه خرما به من داد و من خرماها را به نزد پیامبر (ص) بردم و دو نفری آنها را خوردیم .(بحار ج 41 ص 33)
این همان روحیهایست که از تواضع و افتادگی بر میخیزد که عزت نفس راتا آنجا میکشاند که پایینترین شغلها را قبول میکند تا تحت منت هیچ کس واقع نشود و این روحیه بالا را ما میتوانیم در ماجرای بوعلي سينا و مرد كناس به خوبی ببینیم،« يك وقتي بوعلي با همان كبكبه و دبدبه و دستگاه وزارتي و غلامها و نوكرها داشت از جايي عبور ميكرد. به يك كناسي برخورد كرد كه داشت كناسي ميكرد و مستراحي را خالي مينمود. بوعلي هم معروف است كه سامعۀ خيلي قوي داشته و حتي مطالب افسانه واري در اين مورد ميگويند. كناس با خودش شعري را زمزمه ميكرد. صدا به گوش بوعلي رسيد:
گرامي داشتم اي نفس از آنت
كه آسان بگذرد بر دل جهانت
بوعلي خندهاش گرفت كه اين مرد دارد كناسي ميكند و منت هم بر نفسش ميگذارد كه من تو را محترم داشتم براي اينكه زندگي بر تو آسان بگذرد. دهنۀ اسب را كشيد و آمد جلو گفت: انصاف اين است كه خيلي نفست را گرامي داشتهاي!از اين بهتر ديگر نميشد كه چنين شغل شريفي انتخاب كردهاي! مرد كناس از هيكل و اوضاع و احوال شناخت كه اين آقا وزير است. گفت: «نان از شغل خسيس خوردن، به كه بار منت رئيس بردن» بوعلي از خجالت عرق كرد و رفت.»(مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج22، ص: 796) برای ایجاد روحیه تلاش باید این دید را تغییر داد زیرا هرکس با نحوه تفکر خود زندگی میکند، واین نوع تفکر افراد است که میتواند محرک یا مخدر باشد. در این راستا ارائه روایات مشوق کار و تلاش و نشان دادن الگوهای عملی میتواند مفید فایده باشد.
حقوق کارگر
ظلم به کارگر و نادیده انگاشتن حقوق او از عوامل اصلی میباشد در عدم دلسپردگی وی در اجرای اموری که به او محول گردیده است. زیرا هرگاه شخصی شاهد پایمال شدن حقوق خود باشد اما قدرت دفاع از حقوق خود را نداشته باشد، به فکر مقابله مثل با کارفرما میافتد که ظهور آن در کم گذاشتن از کیفیت کار کارفرما ظاهرمیگردد. اسلام از این نکته دقیق غافل نشده و برای اینکه زیردستان با جان و دل به تلاش در راستای ارائه خدمات مفید قدم بردارند همواره تاکید بر حقوق کارگر داشته است. هرچند در این میان از حقوق متقابل کارفرما نیز غافل نشده است.
امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود ميفرمايند: «حق زيردستان بر تو آن است که بداني ضعف آنها و قدرت تو (از نظر مالي، بدني و فکري) دليل تسلط تو بر آنها شده است. پس بايد با آنها به عدالت رفتار کني و مانند پدري مهربان براي آنها باشي، از ناداني وجهل و اشتباه آنها درگذري و در عقوبت آنان تعجيل نکني و بر اين کارفرمايي که خدا به تو داده است سپاسگزار باشي.»
آن حضرت، در سخني ديگر، از اذيت و آزار کردن نسبت به کارگران نهي فرموده است و صريحاً دستور مراعات حق آنها را صادر کرده، ميفرمايد: «حق کسي که کارهاي (خانه، مغازه، کارگاه ، کارخانه) تو را انجام ميدهد، آن است که بداني او را خدا خلق کرده و در حقيقت از پدر و مادر تو است (آدم و حوا). تو مالک و خالق او نيستي و رزق او نيز در دست تو نيست. پس به او نيکي کن و آزارش مده.»( تحف العقول ص 24) در روایات مختلف نیز با دست گذاشتن به حس دینی افراد آنها را از هر گونه ظلمی بازداشته است که به نمونههایی از آن اشاره میکنیم:
رسول خدا (ص) فرمودهاند:« ظلم به کارگر هنگام پرداخت اجرتش از گناهان کبيره است.»
همچنين آن حضرت در جاي ديگر فرمودهاند: « هر کس مزد کارگرش را ندهد، لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد.»
و نیز امام صادق (ع) فرمودهاند:«ناپاکترين گناهان سه چيز است: کشتن بيجاي حيوانات، ندادن مهريه زنان، نپرداختن اجرت کارگران.» در سیره عملی اهل بیت (ع) نیز آن چنان نسبت به این امر سختگیری شده است که از ریزهکاریهای این امر نیز غافل نشدهاند بهطوری که سليمان جعفري ميگويد: « به همراه حضرت رضا عليه السلام وارد منزلشان شدم، حضرت ديدند غلامانشان مشغول گلکاري هستند و کارگر سياه چهرهاي با آنها مشغول کار است. حضرت پرسيدند: «اين شخص کيست؟ » غلامان گفتند: « او را آوردهايم تا در انجام اين کار به ما کمک کند.» حضرت فرمود: « آيا مزد او را تعيين کردهايد؟ » گفتند: « نه، ما هر چه به او بدهيم، راضي است.» حضرت بسيار خشمگين شدند، من پيش رفتم و گفتم: فدايتان شوم! چرا ناراحت شديد؟!» حضرت فرمود: « آخر من چندين بار آنها را از چنين کاري منع کردهام که به هيچ کس کاري ندهند، مگر اينکه ابتدا مزد و اجرت او را تعيين کنند. اي سليمان! بدان اگر کارگري براي تو کاري کرد بدون تعيين اجرت غالباً چنين است که اگر سه برابر اجرتش را هم به او بدهي باز گمان ميکند کم داده اي اما اگر مزد او را تعيين کردي، اگر همان مقدار هم بدهي از تو سپاسگزار است و اگر کمي بيشتر از آن بدهي، ميفهمد به او زيادي هم دادهاي.» (زندگانى حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام، ص97 موسى خسروى)
به هر حال حقوق کارگر بر کارفرما به طور خلاصه به این شرح است:
1- خوراک و لباس او را به نحو مطلوب تامین کند.
2- بیش از اندازه طاقت از او کار نکشد.
3- متکبرانه با او رفتار ننماید.
4- از خطاها و نافرمانیهای او درگذرد.
5- دستمزد و حقوق او را کاملاً بپردازد .
عوامل سستی در کار
یکی از عوامل سستی در کار و نداشتن انگیزه برای تلاش بیشتر بیبرنامگی و نداشتن هدف در زندگی میباشد. برنامه ریزی شغلی به انسان کمک میکند قدرت و تواناییهای بالقوهاش را به حداکثر برساند و از کارش رضایت کامل پیدا کند.
داشتن یک برنامه کاری فرد را روی کارش متمرکز میکند و به او انگیزه میدهد. به او کمک میکند مشکلات و موانعی که سر راهش ممکن است قرار گیرد را از قبل پیشبینی کند و ناتوانیها و ضعفهایش را بشناسد و در راه بهبود آنها بکوشد.
کسانی که برنامهریزی ندارند به دعوت هرکس در هر وقت و ساعتی پاسخ مثبت میدهند و برای زندگی خود هیچگونه قدرت تصمیمگیری مناسبی ندارند. در این امر نیز اسلام سفارش نموده است تا زندگی خود را به ساعات مختلفی تقسیم کنیم و در هر ساعت برنامه خاصی را ارائه بدهیم مثلاً در روایات اسلامی با تاکید بر برنامهریزی منظم، اوقات روزانه یک مسلمان اینگونه تقسیم شده است؛ اختصاص قسمتی از روز برای کار و تامین معاش: «ساعة لامرالمعاش»؛ قرار دادن بخشی از روز برای عبادت: «ساعة لمناجاتالله»؛ اختصاص پارهای از روز برای معاشرت: «وساعة لمعاشرةالاخوان»؛ در نظر گرفتن پارهای از روز برای استراحت و تفریح: «و ساعة تخلون فیها للذاتکم فی غیر محرم». بنابراین براساس معارف اسلامی، برنامه روزانه مسلمان در چهار بخش کار، عبادت، معاشرت و تفریح و استراحت، تنظیم شده است.در این بین برنامه ریزی شغلی اعتماد به نفس لازم برای متعهد شدن به کار را در انسان ایجاد می کند و آن موقع است که وی توانایی تصمیم گیری پیدا میکند و او را در راه رسیدن به اهدافش یاری میکند.
حدیث مربوط به تفاوت انسان وحیوان وملائکه
انسانی که دنبال عبادت و اطاعت پروردگار است، یعنی از نیروی شهوت مال، مقام و… برای رسیدن به قرب و نزدیکی خداوند استفاده کرده و از هیچ کوششی فروگذار نمیکند و توان خود را در راه خداوند و خدمت به بندگان او صرف مینماید و تا بذل جان و خاندان خود جلو می رود، چنین انسانی نه تنها از ملائکه بهتر، بالاتر و والاتر است، بلکه ملائکه خادم او هستند.
عَنْ عَبْدِاللهِ ابْنِ سَنانِ قالَ: سَألتُ اباعَبدِاللهِ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ (ع): فَقُلْتُ الْمَلائِکَةُ اَفْضَلُ اَمْ بَنُوآدَمَ فَقالَ (ع) قالَ اَمیرُالْمُؤْمِنینَ عَلِیُّ بْنُ اَبیطالِبٍ (ع) اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ رَکَّبَ فِی الْمَلائِکَةِ عَقْلاً بِلا شَهْوَةِ وَ رَکَّبَ فِی الْبَهائِمِ شَهْوَةً بِلا عَقْلٍِ وَ رَکَّبَ فی بَنی آدَمَ کِلْتَیْهِما فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَیْرٌمِنَ المَلائِکَةِ وَ مَنْ غَلَبَ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّمِنَ البَهائِمِ.
ترجمه حدیث: عبدالله بنسنان از اصحاب امام صادق (ع) نقل میکند؛من از حضرت سؤال کردم که ملائکه افضل و بالاترند یا بنیآدم؟ حضرت فرمودند: امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) فرمودند به راستی که خداوند عزّوجلّ در وجود ملائکه عقل را آمیخت، بدون آنکه شهوت برایشان قرار دهد و در وجود حیوانات شهوت را در آمیخت بدون آنکه عقل برایشان قرار دهد. ولی دربنیآدم هر دو آنها را درهم آمیخت. پس هر انسانی که عقل او برشهوتش غلبه کند او بهتراز ملائکه است و هر انسانی که شهوت او بر عقل او غلبه نماید او از حیوان پست تر و شرتر است.
شرح: در این روایت حضرت علی علیه السلام مقایسه زیبایی فرموده است: فرشته، سراسر وجودش عقل است و حیوان سراسر وجودش شهوت می باشد. انسان، آمیخته ای از عقل و شهوت است، امّا انسانی که فقط در فکر خوراک، پوشاک، مسکن، ماشین و برآوردن خواهش های نفسانی و… خود می باشد در ردیف حیوان بلکه پستتر و شرتر از حیوان است. در مقابل، انسانی که دنبال عبادت و اطاعت پروردگار است، یعنی از نیروی شهوت مال، مقام و… برای رسیدن به قرب و نزدیکی خداوند استفاده کرده و از هیچ کوششی فروگذار نمیکند و توان خود را در راه خداوند و خدمت به بندگان او صرف مینماید و تا بذل جان و خاندان خود جلو می رود، چنین انسانی نه تنها از ملائکه بهتر، بالاتر و والاتر است، بلکه ملائکه خادم او هستند.
در روایتی در توصیف عقل آمده است: «العَقلُ ما عُبِدَ بِه الرَّحمنُ و اکتُسِبَ به الجِنانُ» عقل، چیزی است که به وسیله آن خداوند رحمان عبادت شده و بهشت به دست میآید. پس زیبایی و زیبا سخن گفتن، پول، ریاست، پست و مقام و… دلیل عاقل بودن نمی باشد. پس قضاوت کنیم آیا ما عاقل هستیم یا نه؟/907د102/ب6
منبع: پایگاه اطلاعرسانی آیتالله شیخ مجتبی تهرانی(ره)
حجتالاسلام والمسلمین کاظم راشد یزدی، استاد حوزه علمیه مشهد، ظهر امروز در برنامه یاد خدا از شبکه قرآن و معارف سیما با بیان اینکه تنها راه مقابله با طغیان نفس کنترل غرایز است، گفت: عدهای از افراد هستند که شاید در ظاهر به دین و مناسک دینی پایبند باشند ولی در عمل اگر شرایطی ایجاد شود که بتوانند راهی به جز عبادت خدا پیدا کنند خرقه زهد رها کرده و دنیاگرایی را پیشه خود میکنند.
وی افزود: سعدی در کتاب گلستان در این زمینه حکایتی بیان کرده و میگوید در روزگاران دور زاهدی بود که از دنیا تنها پوستینی داشت که روی آن میخوابید و نماز میخواند و این زاهد هر حضور به یک خرابه میرفت و در آن نماز میخواند تا زمین در قیامت به نماز او شهادت دهد اما روزی وقتی وارد یک خرابه شده بود و به نماز ایستاد متوجه یکچیز طلاییرنگ در کنار پوستین خود شد کمی هنگام نماز با گوشه چشم دقت کرد و دید طلاست به همین دلیل نماز خود را خیلی زود خواند و وقتی از نماز فارغ شد دید این طلای اندک گوشهای از یکتکه طلای بزرگتر است.
استاد حوزه علمیه مشهد ادامه داد: زاهد که قبلاً دستهای خود را به دلیل نجس شدن به خاک خرابه نمیزد این بار با دست خاک را از طلاها دور کرد و ازآنپس به دنیا روی آورد و بندگی خدا را فراموش کرد تا اینکه روزی از غیب ندا آمد ای زاهد تو دیگر حتی ما را نمیشناسی چه رسد به دیگران را؛ از این حکایت نتیجه میگیریم کنترل غرایز و تربیت آن امری لازم است زیرا اگر غریزه و نفس کنترل نشود عبادت چندین ساله انسان را به باد میدهد.
حجتالاسلام والمسلمین راشد یزدی با بیان اینکه در آستانه سال نو همانطور که مردم خانههای خود را تمیز میکنند باید خانه دل خود را هم تمیز کرده و نفس خود را از وسوسههای شیطان و گناهان پاک کنند، ادامه داد: هرسال برای ما هشداری برای نزدیک شدن به مرگ و سفر آخرت است بنابراین همانطور که هرسال سعی میکنیم نسبت به سال قبل محیط اطراف خود را تمیز کنیم باید سعی کنیم درباره دوری از گناه هم همینطور بوده و اگر خدایناکرده در اثر غفلت گناهی را مرتکب شدیم باید بهسرعت از آن گناه توبه کنیم.
وی با اشاره به اینکه متأسفانه بسیاری از گناهانی که مرتکب میشویم ریشه در غلبه شهوت نفس و شهوت بر عقل دارد، یادآور شد: همانطور که در حکایت بالا گفته شد باید نفس و غرایز خود را تربیتکرده و آنها را تحت سیطره عقل قرار دهیم تا گناه و مشکلات مختلف از جمله ظلم و تعدی به حقوق دیگران کمتر ش