شیخ بهایی
شیخ بها یی
شیخ بهاءالدین ،محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی دانشمند بنام دوره صفویه است.اصل وی ازجبل عامل شام بود. بهاءالدین محمدهفت ساله بود که پدرش عزالدینحسین عاملی از بزرگان وعلمای شام بسوی ایران رهسپار گردیدوچون به قزوین رسیدوآن جارا مرکز دانشمندان شیعه دیدودرآن سکونت گزیدوبهاءالدینبه شاگردی پدر ودیگر دانشمندا آن دوره گردید. مرگ این عارف بزرگ ودانشمندرابه سال 1030یا 1031 هجریدر پایان 75سال حیاتش ذکر کرده اند.وی در شهر اصفهان روی درنقابخاک کشید ومریدان پیکر ائراباشکوهی که شایسته ی شان بود، به مشهد بردندودر جوار حرم هشتمین امام شیعیان به خاک سپردند.
شیخ بهایی مردی بود که از تظاهر وفخر فروشی نفرت داشت واین خود انگیزه ای برای اشتهار خالص شیخ بود.شیخ بهایی به تاییدوتصدق اکثر محققینو مستشرقین،نادر روزگارویکی از مردانیگانه دانش وادب ایران بودکه پرورش یافته فرهنگ آن عصر این مرز وبومواز بهترین نمایندگان معارف ایران در قرن 10و11 هجری قمری بوده است.
شیخ بهایی دریایی پراز علم بود که غروب کرد
زندگی نامه محمد حسین غروی(میرزای نایینی)
آیت الله العظمی میرزا محمدحسین نائینی غروی مشهور به علامه نائینی و میرزای نائینی، در سال 1277 هجری قمری در شهر نایین از توابع اصفهان به دنیا آمد. خاندان این فقیه مبارز همگی ازافاضل و روحانیون سرشناس آن دوران به شمار میرفتند. پدر محمدحسین، شیخالاسلام میرزا عبدالرحیم، از خاندان بزرگ منوچهری بود.
تحصیلات و اساتید
علامه نائینی تحصیلات ابتدایی خود را در همان شهر خود آغاز کرد و بعد از مدتی در سن هفده سالگی به اصفهان رهسپار شد و در آن حوزه بزرگ تحصیل علوم دینی را ادامه داد و دروس عالی فقه، اصول، فلسفه و حکمت را از اساتید بزرگ آن دیار آموخت.
این عالم بزرگ بعد از چندین سال کسب علم از محضر عالمان اصفهان در سال 1303 هجری قمری راهی نجف اشرف شد تا از بزرگان آن سامان نیز کسب فیض کند و پس از مدتی نیز به شهر مقدس سامرّا مشرف شد تا از محضر شیرزای بزرگ استفاده کند.
مرحوم نائینی بعد از رحلت میرزای شیرازی در سال 1314 قمری به کربلا رفته و بعد از دو سال باز به نجف اشرف مشرف شد.
نائینی بزرگ، در طول این مدت از اساتید بزرگی در اصفهان و عراق کسب فیض نمود که برخی از آنها عبارتند از:
ابوالمعالی فرزند حاج محمد ابراهیم کلباسی، شیخ محمد باقر ایوانکی، جهانگیر خان قشقایی، سید محمد طباطبایی فشارکی، سید اسماعیل صدر، میرزا محمد حسن شیرازی که در حدود نه سال از دانش سرشار این عالم بزرگ استفاده کرد، آخوند ملّا حسینقلی همدانی، آخوند خراسانی و دیگر بزرگان.
تدریس و شاگردان
علامه نائینی تدریس فقه و اصول را در نجف اشرف از حجره مدرسه شروع کرد. این در حالی بود که مرحوم آخوند خراسانی استاد مسلم حوزه نجف نیز تدریس داشت. از آن جا که درس علامه نائینی از تحقیق و دقت نظر ویژهای برخوردار بود طولی نکشید بسیاری از فاضلان نیز درس تحقیقی و علمی نائینی را پسندیده و و در آن شرکت کردند.
با افزایش شاگردان درس از حجره به مسجد منتقل شد و حوزه درسی علامه نائینی با وسعتی که پیدا کرد پس از حوزه درس آخوند خراسانی مقام اوّل را یافت.
میرزای نائینی برای عموم طلاب دو درس فقه و اصول داشت که دوره درسِ خارج اصولش تقریبا نه سال طول میکشید. به علاوه تدریس مخصوصی برای شاگردان برگزیده خویش داشت که در آن جلسه, مشکلات علمی را طرح و رسیدگی میکرد.
درس مرحوم نائینی از اطلاعات گسترده و مباحث مفید و دسته بندی مناسبی برخوردار بود. همچنین علامه نائینی بسیار محققانه درس را ارائه میداد و مطالب علمی را در چارچوب اصطلاح برهان منطقی و فلسفی و در سطح بالایی مطرح میکرد، به گونهای که برای همه شرکت کنندگان در خور درک و فهم نبوده است. از حوزه درس وی بیشتر کسانی میتوانستهاند بهره برند که اندوخته علمی آنان در سطح عالی باشد و در فقه و اصول صاحب نظر باشند.
قبل از زمان علامه نگاشتن درس استاد در حوزهها رایج نبود و اساتید نسبت به آن توجه نداشتند. اما نائینی به ضبط و نگارش درس و یادداشت برداری از مطالب علمی توجه ویژه داشت. بارها از شاگردان خود میخواست مطالب درس را بدون کم وکاست تقریر کنند از این رو بیشتر شاگردانش مطالب را با دقت هر چه تمام تر مینگاشتند.
برخی از شاگردان این استاد مسلم فقه و اصول عبارتند از:
شیخ موسی خوانساری نجفی، شیخ محمد علی کاظمینی خراسانی، محمد تقی آملی، سید ابوالقاسم خوئی، سید مرتضی لنگرودی، آقا سید جمال الدین گلپایگانی، سید صدر الدین جزایری، شیخ حسین حلّی، شیخ ابراهیم کرباسی، میرزا محمد باقر زنجانی، سید حسن بجنوردی ، سید محمد هادی میلانی، سید محسن طباطبایی حکیم، سید محمد حجت کوهکمری، شیخ محمّد رضا طبسی نجفی و دیگر بزرگان.
آثار و نوشتهها
علامه نائینی علاوه بر تواناییهای علمی در ادبیات عرب و فارسی نیز به جد از اساتید بزرگ محسوب میشده است، به گونهای که در درست نویسی در حد وسواس تلاش کرده است و شاید به خاطر همین پرهیز از اشتباه ادبی و سستی در نثر برخی از آثارش را نخواسته به چاپ برسد.
اما برخی از تألیفات این فقیه و اصول بزرگ عبارتند از:
حاشیه بر عروة الوثقی، وسیلة النجاة رساله عملیه به زبان فارسی، تنبیه الامه و تنزیه الملّة که این کتاب را برای روشن کردن مشروع بودن مشروطیت و دفاع از آن در برابر استبدادپیشگان نگاشته است. رسالههای فقهی و اصولی درباره خلل نماز، لباس مشکوک، نفی ضرر، در باب تزاحم، در شرط متأخر، در تعبدی و توصلی، در ترتب، در معانی حرفیه و کتب دیگر.
اخلاق علامه
علامه نائینی همواره به نماز احترام ویژه میگذارد. پیش از اذان به استقبال نماز میشتافت. در نماز از ترس خدا وعذاب الهی ناآرام و بیقرار اشک از گونههایش جاری میشد. هنگامی که به نماز میایستاد بدنش میلرزید و اشکهایش بر محاسنش جاری میشد.
مرحوم نائینی از فقیهانی بود که از نیایش نیمه شب حیات معنوی یافته بود. یکی از نزدیکان ایشان میگوید: در این اواخر که ایشان سخت مریض شده بودند، در عین حال دو ساعت به اذان صبح بیدار و مشغول نماز و تهجد میشدند و بلند بلند گریه میکردند. در جملهای آیت الله میلانی میفرماید: آیت الله نائینی به من گفت: ” نماز شب را شرط اجتهاد نمیدانم ولی بدون دخالت هم نمی دانم!”
یکی از خصوصیات علامه نائینی فروتنی ایشان بود. ایشان نسبت به عالم، جاهل، نیازمند و توانگر برخورد یکسان داشت. در داخل بیت میان خدمتگزار و دیگر افراد فرق نمیگذاشت. آوردهاند که مرحوم آیت اللّه نائینی هرگاه میخواست در حضور جمعی غذا صرف کنند تا هنگامی که خادمش برای صرف غذا نمیآمد، ایشان به غذا دست نمیزدند.
علامه احترام اساتید و بزرگان دانش را پاس میداشت و در برابر آنان برای خویش جایگاهی نمیشناخت.
مرحوم علامه نائینی از جمله فقیهان شیفته مقام ولایت بوده است که در طول عمر پر برکت خویش هیچ گاه از عرض ادب به آستان ملکوتی ائمه(ع) دست برنداشت. چنانچه گفته شده همواره هنگام سحر پیش از آن که درب حرم به روی زایران گشوده شود به شوق زیارت پشت درِ حرم به انتظار مینشسته است.
نائینی و مشروطیت
در سال 1327 قمری، سلطنت استبدادی محمدعلی شاه با به توپ بستن مجلس به پایان عمر خود رسید و مشروطهخواهان پس از فتح تهران حکومت را به دست گرفتند. اما با دخالت اجانب به جای بر سر کار آمدن دانشمندان اسلامی و اجرای احکام دین، فئودالها و غربزدگان و ایادی استکبار رهبری نهضت را بهدست گرفتند و انقلابی را که علما با اهداف بلندی دنبال میکردند از مسیر اصلیاش منحرف ساختند و به جای آنکه دشمنان واقعی مشروطه کیفر کنند، شیخ فضل الله نوری را بر دار کردند.
اکثر علمای بزرگ نجف اشرف به این امید که خواهند توانست به آن نهضت محتوایی اسلامی ببخشند از آن پشتیبانی کردند، از جمله آن بزرگان آخوند خراسانی و علامه محمدحسین نایینی میباشند.
از شخصیت های بارزی که در عصر نهضت مشروطهخواهی توانسته است تصویر روشنی از نظام حکومت مشروطه ارائه دهد
آیت الله العظمی نایینی بود. ایشان کتاب تنبیه الامه را در انقلاب مشروطه در سال 1327قمری به زبان فارسی نگاشت که از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی مورد تأیید قرار گرفت. نایینی در این کتاب حاکمیت اسلام را با دلیل و برهان قاطع اثبات کرده و پرده از چهره حکومتهای استبدادی برداشته است و همچنین زندگی در زیر سلطه استبداد را مساوی با برده بودن اعلام میکند.
کار وامنیت شغلی
انسان که با کار و تلاش فراوان زندگی خود و خانواده را تامین می کند دوست دارد که این زحمت کشیدن او هم برای سعادت این جهان فانی استفاده شود و هم خداوند متعال اجر بدهد که این در احادیث بسیار آمده است. علاوه بر این مسئله واقعیتی دیگر در مورد کار کردن وجود دارد که انسان شغلی را که بدست می آورد خداوند پشتوانه او باشد در تامین نیازهای دنیایی او.
در روایتی از امام صادق(علیه السّلام) آمده است:
«اعلم یا مُفضَّل! …… جَعلُ(الله) الخُبزَ مُتَعَدِّراً لا یَنالُ إلا بالحیله والحرکه، لیکونَ للانسان فی ذلک شغلٌ یَکُفَّه عمّا یُخرِجُه إلیه الفَراغُ مِنَ الاشَر و اللبت»
امام صادق(علیه السّلام): بدان ای مفضل! خدا(به دست آوردن) نان را دشوار قرار داده است که جز با تدبیر و حرکت به آن دسترس پیدا نمی شود، تا در این کار برای انسان شغلی فراهم شود، که او را از پیامدهای بیکاری، یعنی سبکسری و بیهوده گی باز دارد.
الامام الباقر(علیه السّلام): قال راوی الحدیث: متألقُه عن الرجلِ یَتَقَبّلَ العملَ فلا یَعَملُ فیه و یدخله الی آخر، یَریحُ فیه؟
امام باقر(علیه السّلام): راوی حدیث می گوید: از آن امام درباره این پرسیدم که کسی انجام دادن کاری را متعهد می شود و لیکن خودش کاری انجام نمی دهد و آن را به دیگری واگذار می کند، آیا حق سود بردن از این راه دارد؟ فرمود:«نه».
الامام الباقر(علیه السّلام) أو الصادق(علیه السّلام): محمد بن مسلم، عن أحدهما، قال: سألتهُ عن الرّجل الخیاطَ یَتَقبلُ العملَ فَیَقُطَعُهَ و یُعطیه مَن یَخیطهُ و یَستَفُضِلُ، قال: لا بأسَ، قد عمل فیه.
امام باقر(علیه السّلام) یا امام صادق(علیه السّلام)- محمدبن مسلم گوید، از یکی از دو امام پرسیدم: خیاطی کار دوختن لباس را می پذیرد و پس از بریدن پارچه دوختن آن را به دیگری وا می گذارد، و پولی به دست می آورد؟ فرمود: عیبی ندارد، چون کاری در آن کرده است.
با توجه به این احادیث بیشتر متوجه می شویم که فردی که در اجتماع کاری را انجام می دهد بدون زحمت و فعالیت مزد او پاک و حلال نخواهد بود. در این مورد فرد کاری انجام داده ولی در جایی که آمده فردی کاری انجام نداده سود به آن تعلق نمی گیرد.
الامام الباقر(علیه السّلام)، أو الصادق(علیه السّلام): … عن محمد بن مسلم، أنّه سُئل عن الرّجلٍ یتقبَلُّ بالعمل فلا یَعمَلُ فیه و یوفیه الی آخر، صربَحُ فیه؟ قال: لا، إلّا أن یکون قد عَمِل فیه شیئاً.
امام باقر(علیه السّلام) یا امام صادق(علیه السّلام) – محمد بن مسلم می گوید، پرسیدند : مردی کاری قبول می کند و آن را بی آنکه خود کاری انجام داده باشد- به دیگری می سپارد آیا حق دارد از این کار سودی ببرد؟ فرمود: (نه مگر اینکه قسمتی از آن کار را انجام داده یباشد)
النبی(صلی الله علیه و آله و سلم): مَن احیا أرضاً میتَه فَهِیَ لَه، و لیس للرق ظالمٍ حقٌ.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم): هر کس زمین مرده ای را زنده کند از آنِ او می شود. و کاشتِ ستمگر را حی نیست.
یعنی: پس از احیای زمین به دست یک یا چند کشاورز، اگر کسی و قدرتمندی بیاید و چیزی در ان زمین بکارد، یا ساختمانی بسازد، با این کاشت و ساخت حقی به آن زمین پیدا نخواهد کرد.
و ما از این حدیث این درس را می گیریم که فردی که زمین را احیا کند برای کار او اینقدر ارزش قائل شده در اسلام که امنیت در شغلش برقرار است و فرد دیگر حق استفاده از ان زمین را ندارد چون فرد قبل او را احیا کرده است.
کار وعزت در جامعه
عزت جامعه
با توجه به مواردی که کار و تلاش را برای فرد اثرات با ارزش دارد و برای جامعه و افراد آن نیز بی ثمر نیست و جامعه ای که خود را سرباز دیگران نمی داند بی شک به موفقیت و هدف نهایی خود دست خواهد یافت.
طبق فرمایش حضرت علی(علیه السّلام): الناس أبناءُ ما یُحسِنون” مردمان فرزندان آن چیزند که آن را نیک انجام می دهند. یعنی همانگونه که انسانها به پدران خویش نسبت دارند، و با پدران و قدر منزلت پدران شناخته می شوند و قدر و منزلت می یابند، و مردم می گویند، فلانی پسر فلان کس است، به همین گونه همه اشخاص به کار و مهارت و تخصص خود نسبت داده می شوند و قدر و منزلت اجتماعی کسب می کنند، مثلاً می گویند، صنعتگر ماهر، پزشک متخصّص…… پس مردم، فرزندان هنر ما و نخصصهای خویشند و با انتساب به آن هنرها و تخصص ها (صنعتگری، نویسندگی، پزشکی، مهندسی و…) شناخته می شوند، و… اندازه کاردانی و مهارت در آنها ارج می بینند و قدر می یابند.
الامام علی(علیه السّلام): قیمهُ کُلِّ اِمِری ما یُحِنُه
امام علی(علیه السّلام): ارزش هر کس (به اندازه همان)، چیزی است که در آن خوب وارد است (و در آن مهارت دارد و هنرمندانه انجام می دهد).
و این ارزش و قیمت فرد تنها برای او عزت نمی آورد بلکه برای جامعه نیز دارای عزت می شود.
الامام الصادق(علیه السّلام): ما أبالی ألی مَنِ ائتَمَنتُ، خائناً أو مضتّعاً.
امام صادق(علیه السّلام): تفاوتی ندارد که کار را به«خائن» بسپارم یا به «ناشی».
این حدیث دربردارنده موضوعی بسیار مهم است، که از نظر ساختن فرد و جامعه همواره باید مورد توجهی عمیق باشد و بدان عمل شود و آن موضوع بسیار مهم این است که از نظر نتیجه فرقی نیست که کاری و شغلی و پستی و مدیریتی – کوچک یا بزرگ- دست شخص خائن سپرده شود، یا شخص ناشی و تخصص ندیده، و فاقد مهارت و کاردانی، و فاقد تحصیلات و تجربیات کارشناسانه و لازم که در هر دو صورت، کار تباه است و تباه …. و جامعه زیان دیده است و زیان… . در حکومتهای دینی، به اعتبار دین نیز ستم شده است.
مقصود از خودکفایی و عزت و اقتدار در جامعه این است که جامعه بتواند نیازمندیهای خود را در حد بالایی از رفاه تولید کند و ناگزیر به وارد کردن کالا از خارج نباشد البته ممکن است ترجیح دهد بعضی از نیازهای خود را از خارج تامین کند، به این سبب که هزینه تهیه آن در داخل بیشتر می شود و با وارد کردن آنها، این جامعه می تواند امکانات خود را در راه مفید تری به کار گیرد. در این صورت با خودکفایی ناسازگار نیست، زیرا جامعه قدرت لازم برای تولید آن کالا را دارد. اصولاً جامعه اس که توانایی تامین نیازمندیهای خود را در سطح عالی رفاه داشته باشد، خودکفاست و در نتیجه به عزت و سربلندی نیز دست پیدا خواهد کرد و جامعه خودکفا، روی پای خود ایستاده و این ایستادگی بدون وجود حیات و نشاط ممکن نیست.
قرآن مجید درباره مومنان به پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
«كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ»
«چون كشتهاى است كه جوانه خود برآورد و آن را مايه دهد تا ستبر شود و بر ساقههاى خود بايستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از [انبوهى] آنان [خدا] كافران را به خشم دراندازد ».
تاکید مقام معظم رهبری بر اقتصاد مقاومتی
به دنبال گوشزد مقام معظم رهبری: «اقتصاد مقاومتی» صاحب نظران، به طور پراکنده، به نکته هایی توجه دارند. و همچنین راه کارهایی در این زمینه تا امروز در جامعه مطرح شده است که تا حدی توانسته است نظر معظم له را بر طرف کند ولی هنوز به طور کامل این موضوع در کشور اغنا نشده است برای بررسی هر چه بیشتر این مهم باید ابتدا واژه اقتصاد و مقاومت را معنا کرد تا به هدف اصلی آن دست یابیم.
واژه اقتصاد
در لغت به معنای اعتدال و میانه روی است. فیروزآبادی می گود «القَصد، استقامه الطریق… و ضد الافراط کالقتصاد، قصد یعنی مستقیم و هموار بودن را…. و ضد افراط». در قرآن و روایات هم به این معنی به کار رفته است.
«وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ ،در راهرفتن خود ميانهرو باش ».
«وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ …..، وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ ».
«فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ …… پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ايشان ميانهرو »
حضرت علی(علیه السّلام)فرمود: (لَن َهلکَ مِن اقتصدَ، هر کس میانه روی کرد، هرگز هلاک نشد.)مثل این تعبیر زیاد است.
و در اصطلاح اقتصاد دانان، دارای تعریف های مختلفی است. بعضی اقتصاد را «علم ثروت» می نامیدند. بعضی آن را«علم رفاه» تفسیر کردند. بعضی اقتصاد را «علم ثروت و انسان» دانستند… به هر حال تعریف اقتصاد به اندازه ای متنوع شد که اقتصاد دانان ترجیح دادند در برابر آن سکوت کنند و برخی آن را کاری بیهوده قلمداد نمایند.
شاید به جهت اینکه دیدند همه اینها از قبیل (شرح الاسلام) شهید آیت الله صدر می گوید: «علم اقتصاد عبارت از علمی است که حیات اقتصادی و پدیده ها و جلوه های آن را تفسیر کرده، ارتباط آن پدیده ها و جلوه ها را با اسباب و عوامل کلی ای که بر آن حاکم است بیان می دارد.» پس وقتی سخن از «اقتصاد اسلامی» به میان می آید. مقصود سیستم اقتصادی است که در این سیستم، روشی که اسلام در تنظیم حیات اقتصادی دارد، مجسم می گردد.
اکنون با این توضیحات راجع به واژه اقتصاد باید متوجه شویم که «اقتصاد مقاومتی» باید منطبق بر اقتصاد اسلامی باشد یعنی «سیستم اقتصاد اسلامی که در بازدهی«مقاومتی» نیز جوابگو باشد حال به بررسی این واژه – مقاومت- می پردازیم.
واژه«مقاومت»: اشاره دارد به «جایگاه مال از دیدگاه اسلام» در فرهنگ اسلام مال وسیله ای است که معیار ارزشمندی آن بستگی دارد به نوع استفاده ای که از آن می شود. خاصیت و کارایی مال، مقاومت بخشیدن به تلاش ها و حرکت های انسان و پیش بردن او به سوی مقاصد برتر و قدرت دادن به او برای اهداف عالی تر است. این چیزی است که قرآن با صراحت به ان توجه داده است.
و مترجمان وحی هم آن را تفسیر و تشریح کرده اند.
بنابراین، در صورتی که از مال برایِ قوام و برپایی جامعه و اصلاح مشکلات دی و ایجاد قدرت و حرکت و رشد، استفاده شود، - از مال استفاده صحیح شده- لیکن اگر استفاده مال در جهت «ضد قوام و برپایی و قدرت و حرکت در رشد جامعه» باشد، آن گونه استفاده از مال، از نظر اسلام باطل و غلط است!
اکنون وقت آن رسیده که با توجه به توضیحات آمده بررسی کنیم جهت ضد قوام که ما را به بیراهه می کشاند و باعث آن می شود که جلوی پیشرفت جامعه اسلامی را بگیرد چیست تا بتوانیم طبق قاعده(تُعرَفُ الاشیاءُ بِاَضدادِها)، نقطه مقابل آن را که خواسته ما است شناسایی کنیم.
در نقطه مقابل واژه«قوام» واژه «مکاثره» یعنی تکاثر و انباشتن، قرار دارد.
امام هفتم حضرت کاظم(علیه السّلام) در ضمن بیان لشکریان عقل و جهل می فرماید: از لشکریان عقل«قوام» و ضّد آن «مکاثره» از لشکریان جهل است.
بنابراین، استفاده از مال به گونه ای که عامل قوام و برپایی و حرکت و رشد جامعه باشد، آن روش عاقلانه و خردمندانه و مورد تایید اسلام است. و بدین گونه روشن می گردد که «اقتصاد مقاومتی» یعنی مدیریت مسائل اقتصاد جامعه آن گونه که اسلام مقرر داشته، و مدیریت کردن اقتصاد به شکل اسلامی، همان اقتصاد مقاومتی است، لیکن اگر استفاده از مال به گونه انباشتن و اندوختن باشد، که قطعاً عامل سقوط و تنزل جامعه نیز می گردد، آن روش جاهلانه و غیر خردمندانه و از دیدگاه اسلام مردود است.
اقتصاد مقاومتی یکی از مهم ترین جهت گیری مال کلان جمهوری اسلامی ایران است که برای سال های گذشته و آینده کشور برنامه ریزی شده است و در این مورد بررسی هایی نیز صورت گرفته است ولی با توجه به تاکید رهبر فرزانه کشور عزیزمان که چند سالی است که به این موضوع مهم اشاره می کنند و دغدغه فکری ایشان و مسئولین است باید این مهم بیشتر مورد توجه قرار گیرد برای همین اولین جایی که نیاز به تغییر دارد ابتدا در خانواده است که خانواده ای که شکل اسلامی بنا نهاده شده باشد. باید اقتصاد مقاومتی را نیز در چهارچوب خود قرار دهد تا بتوان بعد از خانواده به جامعه نیز به شکل اسلامی و با هدف اقتصاد مقاومتی دست پیدا کنیم.
با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران در طول حیات خود با خطرات و چالش هایی اساسی روبرو بوده و هست همیشه راه حل مناسبی برای رفع این تنگنا ها باید حرکت اساسی و تاثیر پذیر را پیش روی خود قرار داد. در اوایل پیروزی انقلاب به نحوی و همچنین در جنگ تحمیلی به شیوه ای دیگر و همانطور که می دانیم بعد از جنگ نیز کشور با مشکلاتی دیگر روبرو بوده است.
به همین دلیل در سال های اخیر به عنوان یک نظریه مبنای جمع بندی شده و در سال 1393 در قالب سیاست های کلی ابلاغ گردیده و تا اکنون جامعه برای دستیابی به آن تلاش هایی انجام داده است ولی باز هم نیاز به تلاش های مستمر هست.
رهبر معظم انقلاب در طول سال های گذشته با درک شرایط خاص ملی و بین المللی کشورمان، راهبرد هایی را در چارچوب نامگذاری سال ها طراحی کردند که به طور قطع نقشه راهی برای حرکت مسئولان نظام در یک مسیر مطمئن برای دست یابی به اهداف کلان نظام علاجی برای بردن رفت از چالش هایی بوده که کشور به آن ها گرفتار شده است.