محبوب ائمه شدن و پروردگار
یکی دیگر از آثار کار و تلاش که در دنیا مشخص است که از لحاظ فردی برای انسان نمایان هست و شاید به گونه ای در سرای آخرت نیز بازتاب ثواب آن برای انسان فرستاده شود و هم سعادت در این دنیا را به همراه دارد و هم سعادت اخروی را کار و تلاش برای تأمین معاش حلال خانواده است و انسانی که هم در این دنیا زندگی آسوده و راحت و بدون نیاز به خلق می خواهد و هم در سرای آخرت سعادت می خواهد به روشنی برایش نمایان می شود و این نکته تعلیم صادقی است که به یک نکته توحیدی مهمی اشاره دارد که بسا می شود که غافلان از آن غافل می مانند و آن نکته مهم توحیدی این است که فراورده های کشاورزی کشاورزان، و میوه های درختان، چیزی جز آن نیست که خدا ان را آماده می کند و برای بندگان خود از زمین بیرون می آورد:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » .«[اى پيامبر] بگو زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و [نيز ] روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده بگو اين [نعمتها] در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آوردهاند و روز قيامت [نيز] خاص آنان مىباشد اين گونه آيات [خود] را براى گروهى كه مىدانند به روشنى بيان مىكنيم».
پس کشاورزان چیزی را کشت می کنند که خداوند آن را از زمین بیرون می آورد، و درخت کاران نیز همین کار را می کنند. نه جزء آن، پس فاعل حقیقی خدای متعال است با تنظیم قوانین حاکم بر کائنات، و فراهم آوردن نیروها و قدرتهای فعّال در عالم و در انسان.
به طور خلاصه می توان گفت که خداوند است که فردی که تلاش و زحمت می کشد را زیر سایه خود قرار داده و به محصول او برکت می دهد و به نحوی دیگر فرد تلاش گر محبوب پروردگار است.
و همچنین طبق روایات آمده ائمه که به چند مورد اشاره می کنیم:
«1- الامام الصادق(علیه السّلام): یزید بن هارون الواسطی قال: سألتُ جعفربنَ محمد(علیه السّلام) عن الفلاحین؟ قال: هم الزارعون کنوزُ الله فی أرضه و ما فی الاعمال شیٌ آحبُّ الی الله من الزارعه…
امام صادق(علیه السّلام): یزیدبن هارون واسطی می گوید: از جعفر بن محمد(علیه السّلام) درباره کشاورزان پرسیدم. فرمود: کشاورزان گنجهای خدا بر روی زمیناند؛ در کارها هیچ چیز در نزد خدا محبوب تر از زراعت نیست….
نشاط زن یکی از آثار مثبت آراستگی زن
- نشاط زن:
آراستگی زن در اسلام اهمیت فراوانی دارد و در زندگی زنان فواید و آثار مثبت زیادی به دنبال دارد. یکی از آثار مثبت آراستگی زنان ایجاد شادی و نشاط برای آنان می¬باشد. بی¬تردید یکی از نیازهای انسان شاد بودن است؛ نیازی که همه از پیر و جوان، کوچک و بزرگ و زن و مرد آن را شناخته و تجربه کرده¬اند. شادی و نشاط از امور مطلوب انسان¬ها هستند و همه در جهت رسیدن به آن تلاش می¬کنند. راههای فراوانی برای دست¬یابی به شادی وجود دارد. یکی از راه¬های رسیدن به شادی آراستگی می¬باشد. انسان علاوه بر ادراکات حسی، ادراکات باطنی هم دارد و متناسب با هر نوع ادراک خود، مطلوب¬ها و خواست¬هایی دارد که برآورده شدن آنها برایش خوشایند است و برای ادامه حیات او در نشئهی طبیعت و دنیا هم پاسخگویی ¬به همه نیازهای طبیعی امری ضروری و مفید است. توجه به زیبایی¬ها و جذابیت¬های ظاهری و رفع نیازهای حسی به طرق مطلوب از آن جهت که انسان را زیبا¬نگر و زیبا¬گرا کرده و زمینه را برای دنبال کردن کمالات روحی فراهم می¬کند، مورد تأکید دستورهای دینی قرار گرفته است.
یکی از خصوصیات فطری انسان، گرایش به حسن و احسان است، او هم زیبایی¬های ظاهری را که به آن¬«حسن»¬گفته می¬شود دوست دارد و هم زیبایی¬های درونی¬و ¬باطنی را که «احسان» نام دارد. یکی از اصول اساسی در نظام تربیتی اسلام تأثیر ظاهر و باطن بر یکدیگر است. یعنی چگونگی ظاهر و آراستگی و یا عدم آراستگی آن می¬تواند بر روحیات، افکار و نیات ما اثر بگذارد. بر این اساس می¬توان گفت رسیدگی به وضع ظاهر و آراستگی می¬تواند در القای شادی در دل انسان¬ها مؤثر باشد. بدون¬شک حسن ظاهر، بوی خوش، نوع لباس و رنگ آن و قرار گرفتن در وضعیت¬های محیطی متناسب می¬تواند به القای شادمانی کمک کند و در عوض بی¬توجهی به این مسائل یعنی به هم¬ریختگی وضع ظاهر، استفاده از رنگ¬های تیره و رنگ¬هایی که اثر مطلوب بر نفس انسان ندارند، قرار گرفتن مداوم در محیط¬هایی بسته و تنگ و… مایه¬ی کسالت و عدم نشاط می¬شود . بنابراین آراستگی ظاهر سبب ایجاد شادی و نشاط در زن می¬گردد. آراستگی ظاهر یکی از اصولی است که در شریعت مقدس اسلام مورد تأکید قرار گرفته است و در اسلام بر آن تأکید کردهاند و روایاتی از آنها نقل شده است. به عنوان مثال امام صادق¬(علیه السّلام)¬به نقل از امام علی¬(علیه السّلام)¬می¬فرمایند:
«هر کدام از شما باید خود را برای برادر مسلمان خود همان¬گونه در بهترین شکل هیئت زینت کند که دوست دارد توسط بیگانگان دیده شود».
یکی از آثار مثبتی که آراستگی بر زنان دارد ایجاد نشاط و شادی در آنهاست. در اسلام به شادی و نشاط و تأثیر معجزه آسای آن در زندگی انسانها اهمیت داده شده است از این رو در روایاتی در این زمینه از ائمه معصومین¬(علیهم السّلام)¬نقل شده است.
در روایتی آمده است:
«نشاط در ده چیز است: راه رفتن و سوار¬کاری و فرو¬رفتن در آب و نگاه کردن به سبزی و خوردن و آشامیدن و جماع و مسواک کردن و شستن سر با خطمی و نگاه کردن به زن زیبا و هم صحبتی با مردان» .
جهل وحماقت زمینه گناه در انسان
جهل و حماقت زمینه¬ی گناه را در انسان به¬وجود می¬آورد و او را به سوی گناه می-کشاند. جهل به خدا، جهل به هدف از آفرینش، جهل به زشتی گناه و آثار آن.
همانطور¬که یک فرد جاهل و بیسواد غذای آلوده به میکروب را بر اثر جهل به آسانی می¬خورد ولی یک دکتر میکروب شناس، هرگز آن را نمی¬خورد، افراد هم بر اثر جهل خود مرتکب خطاها و گناهان زیاد می¬شود.خداوند می¬فرماید که حضرت لوط خطاب به قومش گفت:
«أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» .(آيا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مىآميزيد [نه] بلكه شما مردمى جهالت پيشهايد).
و نیز آمده:
«قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ » .(گفت آيا دانستيد وقتى كه نادان بوديد با يوسف و برادرش چه كرديد).
بی¬حیایی با جهل همراه است و هر جا جهل باشد، بی حیایی نیز حضور دارد و به همین جهت، بی¬حیایی از سپاهان جهل شمرده شده است. آلوده کردن خود به زشتی¬ها، شکستن حرمت خویش و پایین آوردن منزلت اجتماعی خود، نشانه¬های جهالت است. فرد خردمند نه خود را آلوده می¬سازد و نه حرمت دیگران را می¬شکند. از این¬جا می¬توان فهمید که میان جهالت و لئامت رابطه وجود دارد. همان¬گونه که میان عقل و کرامت رابطه وجود دارد. شخص جاهل از آنجا که پست و فرومایه است، نه ارزشی برای خود قایل است نه برای دیگران.
امام علی¬(علیه السّلام¬) می¬فرماید:
«ما اوقح الجاهل» (جاهل چقدر وقیح است.)
این فقط در قلمرو روابط اجتماعی نیست. در روابط میان انسان و خدا نیز همان گونه است. انسان جاهل، حرمت خدا را نیز نگه نمی¬دارد و به همین جهت از خدا هم شرم ندارد.
پیامبر¬اکرم(صلی¬الله علیه و¬آله و¬سلّم) در باب نشانه های جاهل می¬فرماید:
« لا یستحیی من الله و لا یذکره»(نه از خدا شرم می¬کند و نه او را یاد می¬کند. )
بنابراین یکی از علتهای رواج بی¬حجابی و خود¬آرایی زنان، جهل او می¬باشد. جهل، زمینه گناه است و باعث گستاخی فرد بر نافرمانی از فرمان خداوند و ارتکاب به رفتارهای زشت و ناپسند می¬باشد. دختران و زنانی که نسبت به فرهنگ حجاب و حیا جاهلند دست به انجام اعمال نا¬شایست و زشت می زنند و به خود¬آرایی خود می¬پردازند. همان¬گونهکه: امام علی (علیه السّلام) در حدیثی می¬فرمایند:
«الجهل معدن الشر، الجهل اصل کل شر، الجهل یفسد المعاد)»؛ (جهل مرکز زشتی است، جهل ریشه و پایه زشتی است، جهل موجب تباهی معاد انسان است.)
انسان جاهل در انجام کارهای خود روش و راه معتدلی ندارد، بلکه یا راه افراط و زیاده روی را دارد یا راه تفریط و کوتاهی. همان¬گونه که در حدیثی دیگر از امام علی (علیه السّلام) آمده است که:
«لا تری الجاهل الا مفرطاً أو مفرِّطاً »؛ (نمی بینی جاهل را مگر اینکه یا راه افراط و زیاده روی را می¬پیماید و یا راه تفریط و کوتاهی از حد اعتدال را).
لجاجت بانوان....
لجاجت:
یکی از علت¬های خود¬آرایی زنان، لجاجت است. انسان لجوج خواهان این¬است که حرف خود را به کرسی بنشاند. بعضی از زنان لجوج هستند به اندازه¬ای که به قول مردم پایش روی مار است بر نمی¬دارد و این صفت لجاجت در آن¬ها باعث می¬شود که در مقابل افراد خانواده و دیگر افراد جامعه قد علم کنند و دست به اعمال ناشایست بزنند. قرآن کریم می-فرماید:
«مردم دو قسمند: یک قسم افرادی که زیر بار حق می روند و حق را می¬یابند، وقتی حق را می بینند گریه شوق می¬کنند».
«وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ» .
دسته ی دیگر کسانی هستند که اگر حق را بینند به زیر بار نمی¬روند و حاضرند یک سنگی بر سر آنها بیاید، آتشی آنها را بسوزاند، اما زیر بار نمی روند.
«وَإِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» .
لجاجت صفت خطرناکی است و در این میان دختران و زنان ممکن است درگیر این صفت خطرناک شوند. دختران خود شیفته تر عمل می¬کنند و پسران کمتر این موضوع را دارند.
دخترها همیشه دلشان می خواهد مورد توجه دیگران قرار بگیرند و خودشان را به نوعی از طریق رنگ کردن مو، پوشیدن لباس¬های خاص و آرایش تند مطرح کنند. این کارها با عقلانی فکر کردن هم¬خوانی ندارد. باید دنبال چاره¬جویی بود و از خود بزرگ کردن بدون پشتوانه¬ی اخلاقی دوری کرد چون آدم¬هایی هستند که همیشه دنبال مدل می¬گردند تا با آن خود را مطرح نمایند و طرف مقابل را به یک داغ روحی نزدیک کنند. ولی به نظر می¬رسد که دختران همیشه خود را فرد اول می¬شناسند و شاید هم خود را از نظر تکاملی، درجه یک می¬دانند.
دختران همیشه دلشان می¬خواهد مورد توجه قرار بگیرند و اگر از جانب خانواده کمتر به آن¬ها توجه شود آن¬ها روی آنتن لج بازی قرار می¬گیرند (البته همه¬ی آن¬ها این جور نیستند). چون سلاح قوی جسم و فرهنگ و سنت در سر راه موفقیت آن¬ها وجود دارد، با سیاست¬های پنهان همه چیز را به نحو احسن و به نفع خود اداره ¬می¬کنند که این باز به نوع دیگری به سمت بعضی لج بازی¬ها کشیده می¬شوند. آن ها برای خود، دیگران را رقیب می¬بینند اما آنچه اساس کار است، این است که لجاجت یک صفت شخصیتی است و یک استاندارد عمومی نیست. لجاجت از کج¬فهمی¬ها و وسواس که یک بیماری پنهان است سر می¬زند و جون در فهم حل مسایل منطقی به درک نمی¬رسند به لجاجت کشیده می¬شوند .
لجاجت زن در زمینه خود آرایی انواع مختلفی دارد که می¬توان لجاجت با خدا، لجاجت با خانواده، لجاجت با خود، لجاجت با مسئولین و روحانیون و… را نام برد. زنان و دخترانی هم که در جامعه به خود¬آرایی خود می¬پردازند بدون درک منطقی مسأله¬ی حجاب به سبب لجاجتی که با خدا، خود، پدر و مادر یا با دیگری داشته اند به این کار دست زده¬اند.
از آن جا که لجاجت ناشی از کج فهمی ها و جهل و غفلت می¬باشد و فرد لجوج گویا غافل است و حق و حقیقت را نمی¬بیند.
امام علی¬(علیه السّلام¬) فرموده اند:
«هر کس لجاجت کند و بر آن پافشاری نماید او همان بخت برگشته ای است که خداوند بر دلش پرده {غفلت} زده و پیشامدهای ناگوار بر فراز سرش قرار گرفته است».
سرزنش کردن پدر و مادر، همسر و دیگر افراد خانواده نیز می¬تواند عامل لجاجت دختران و پافشاری آن¬ها بر خود¬¬آرایی باشد. همان¬گونه¬که در روایتی از امام علی¬(علیه¬السّلام)آمده است که:
«زیاده روی در سرزنش کردن، آتش لجاجت را شعله ور می¬سازد».
و در روایتی دیگر از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که:
«شش صفت در مؤمن نیست: سخت¬گیری، بی¬خیری، حسادت، لجاجت، دروغگویی، تجاوز».
بنابراین لجاجت زنان و دختران یک عامل مؤثر در خود¬آرایی و آراستگی آنان می باشد.
آرامش زن یکی از آثار آراستگی
مهم¬ترین چیزی که بشر به آن احتیاج دارد، آرامش است. سعادت انسان در این است که از تلاطم و اضطراب روحی در امان باشد و آرامش روحی داشته باشد. آرامش یک ودیعه الهی است که خداوند با انسان¬ها داده است. یکی از راه¬های رسیدن به آرامش به¬ویژه برای زنان آراستگی و خود¬آرایی آنان می¬باشد. یکی از ویژگی¬های روانی زن نیاز او به مورد توجه و تمجید قرار¬گرفتن است. بعضی از خانم¬ها از نظر ظاهری بهره¬ی کمتری از زیبایی دارند. خود آنها هم در این امر نقشی نداشتند و تحت تأثیر عوامل ژنتیک، این ظاهر برای آنها رقم خورده است. اگر در جامعه نگاه به زن از منظر جسمانی باشد، زن¬هایی که از زیبایی ظاهری بهرهی کمتری برده¬اند، مورد بی¬توجهی قرار می¬گیرند. زیرا چه در جمع مردان و چه در اجتماعات خانم¬ها، طبیعتاً خانم¬هایی که زیباتر جلوه می¬نمایند، توجه بیشتری را به سمت خود جلب می-کنند. همین امر سبب می¬شود خانم¬هایی که به دلیل نداشتن زیبایی زیاد، مورد بی¬توجهی قرار می¬گیرند، نیاز روانی¬شان تأمین نشود و دچار نوعی آزردگی و افسردگی روحی و روانی شوند در این¬صورت برای رسیدن به آرامش روحی خود که یکی از نیازهای روانی اوست به آراستگی و خود¬آرایی خود می¬پردازند .
بنابراین خود¬آرایی از نظر روان شناختی یکی از نیازهای اصیل و فطری زن به حساب می¬آید و باید مورد احترام و توجه قرار می¬گیرد تا به علت عدم پاسخگویی به این نیاز فطری، آسیبهای روحی¬-¬روانی بر زن وارد نشود. زنان از نظر روانی دارای خصلت «دیگر¬خواهی»¬هستند و همین موجب خود¬آرایی در آنان می¬شود و از این طریق به آرامش دست پیدا می¬کنند.در واقع زنان به ارائه¬ی زیبایی خود نزد دیگران بیش از خود زیبایی علاقه نشان می¬دهند از این رو در محیط خانه کمتر به زیباییهای خود توجه دارند یکی از نیازهای اصیل و فطری زن خود¬آرایی است که مورد احترام است و با توجه به چهارچوب¬های اخلاقی، فرهنگی پاسخ داده شود. مردان باید به نیاز زیبا پسندانهی زنان اهمیت داده و آن را سرکوب نکنند تا به¬صورت یک ناهنجاری روانی ظاهر نشود. اگر زنان برای آوردن این نیاز فطری در محدوده خانواده آزاد باشند خود¬آرایی به صورت یک رفتار منفی به جامعه سرایت نخواهد کرد.
خود¬آرایی متعادل و منطقی که لازمه¬ی زندگی سعادت¬مندانه است محصول فطرت و نهاد و سرشت زنان است و قابل احترام است. در دین اسلام تأکید فراوانی بر آرایش زن برای مرد شده است و این به یقین وسیله¬ای است برای برآوردن نیاز زن به خود¬آرایی که موجب پاسخ به نیاز رسیدن به آرامش روحی او می¬باشد. بنابراین آراستگی زنان اگر متعادل باشد و در محدوده-ی خانواده باشد دیگر ضرر ¬و ¬زیانی نخواهد داشت و موجب فساد نمی¬شود. از این¬رو حضرت علی(علیه السّلام) می¬فرمایند:
«و زنان بی¬ایمان تمام همّت شان آرایش زندگی و فساد انگیزی در آن است، اما مؤمنان فروتن¬اند، همانا مؤمنان از آینده ترسانند» .