وظایف حاکم اسلامی نسبت به قضات
پس از آن برگزين براى حكم كردن در ميان مردم بهترين رعيّت خود را در نفس خود از كسانى كه تنگ نگرداند او را كارها و به لجاجت نيندازد او نزاع كنندگان و ايستادگى نكند در لغزش و درمانده نشود از بازگشتن به¬سوى حق هرگاه بشناسد آن را و مايل نشود نفس او بر طمعى و كفايت نكند به¬كمتر فهميدن بدون رسيدن به منتهاى آن و درنگ كنندهترين آنها در شبههها و فرا گيرندهترين آنها دليل¬ها را و كمترين آن¬ها از روى دلتنگى بسبب رجوع كردن دادخواه و شكيباترين آن¬ها بر آشكار ساختن امورات و برّندهترين آن¬ها نزد روشن شدن حكم از كسانى كه به كبر نيندازد او را ستايش كردن در پيش رو و مايل نگرداند او را برانگيختن و آنان اندكند پس از آن بسيار گردان ملاحظه قضاوت او را و فراخ ساز براى در بخشش آن قدر كه بر طرف گرداند عذر او را و كم باشد با آن نياز او بسوى مردم و بده بر او از منزلت و مقام نزد تو آن مرتبه را كه طمع نكند در آن غير او از ملازمان مخصوص تو تا ايمن شود به اين از ناگاه گرفتن مردان (به بهتان) او را نزد تو پس نظر كن در اين نظرى رسا زيرا اين دين بود اسير در دست¬هاى بدكاران رفتار مىشد در آن به¬خواهش نفس و طلب كرده مىشد به آن دنيا.»