نهی از هم نشینی با اشراف
«در اندیشه امام علی (علیه السّلام)، معمولاً وجود فقیر، به دلیل وجود ثروتمند و چپاولگری اوست.
اگر بر فرض بپذیریم ثروتمندان، ثروت خود را با تلاش فراوارن و از راه حلال و قانونی و بدون ستم بر دیگران نیز به دست آورده¬اند، با این حال، از آن¬رو که انسان¬اند و به خدا و حقوقی شرعی و قانونی که در باره¬ی نیازمندان و محرومان برعهده دارند، معتقدند، باید این حقوق را بپردازند تا هیچ فقیر و تهی دستی باقی نماند. وجود نیاز¬مندان دست کم بدین معناست که ثروتمندان حقوق خود را نپرداخته¬اند. بنابراین، حضور زمامداراسلامی در مجلس ثروتمندان، به معنای تأیید آنان و انجام وظیفه نکردن آنان و نیز بی¬اعتنایی به محرومان جامعه است. این کار، نه تنها هم¬دردی نکردن با فقیران و نیازمندان و تسکین ندادن درد آن¬هاست، بلکه افزودن به دردهای آنان نیز هست. امام علی (علیه السّلام) زمامداران را دعوت می¬کند که درعمل نیز به یاد محرومان باشند واز راه هم نشینی با آنان، مشکلاتشان را درک کنند وگرنه همنشینی با اشراف، زمامدار را اشرافی می¬سازد.»
از بیان این مطالب می¬توان اینگونه برداشت کرد که حاکم اسلامی، به عنوان رهبری شایسته باید در تمام امور الگو باشد و از اسراف، رفاه¬زدگی و گرایش به سرمایه¬داری خودداری کند امیرمؤمنان از حاکم می¬خواهد با تهی¬دستان در ارتباط باشند تا مشکلات آن¬ها را بشناسند و در صدد حل آن مشکل بر¬آیند و گرنه هم نشینی با اشراف آن¬ها را اشرافی می کند و از فقیران جامعه و مشکلاتشان غافل می¬شوند.
امام الگوی ساده زیستی
امام علی(علیه السّلام) با معرفی خودبه حاکمان اسلامی، الگوی بارزساده¬زیستی را به آن¬ها نشان دادند و یادآور می¬شوند که خود آن حضرت هم اموال زیادی از این دنیا برای خود انباشته نکرده¬اند و حاکم اسلامی نیز باید با الگو پذیری از چنین نمونه بارز برای ساده¬زیستی و زندگی ساده بتوانند جامعه را هرچه بهتر به سوی اهداف عالی خود برسانند.
«اى عثمان، بدان و آگاه باش كه هر راهروى را رهبرى است كه در زندگى راه او را مىپويد، و از پرتو فضل و دانش او روشنى مىجويد، مگر نمى¬دانى پيشواى شما از دنيايش به¬دو جامه كهنه، و از خوراك به¬دو گرده نان جوين اكتفا كرده و مىكند، و شما بر چنين رفتارى توانا نيستيد، ولى مىتوانيد با پرهيزگارى و پاكدامنى و كوشش و درستكارى مرا يارى كنيد، پس به خدا سوگند من از دنياى شما طلائى نيندوخته، و از غنيمتهاى آن مالى فراوان پس انداز نكردهام، و بجز اين رداى كهنه كه به¬تن دارم، جامه ديگرى تهيه نديدهام، و نه در سراسر جهان زمينى خريدهام، و جز جيرهاى ساده به¬اندازه جيره يك ماده الاغ فرسوده چيزى بيشتر از آن نبردهام، از اين رو، جهان در نظر من از دانه بلوط تلخ هم بىارزشتر است بله از تمام آنچه آسمان بر آن سايه افكنده است يك فدكى در تملك ما بود كه براى خاطر آن گروهى از مخالفان به ما بخل و حسد بردند، و ديگران كه خويشاوندمان بودند سخاوت و بزرگوارى نمودند، و بهترين داور در اين دعوى همانا خدا است.
فدك و غير فدك را براى چه مىخواهم در صورتى كه جايگاه شخص فرداى تنگناى گوريست كه نشانهها در تاريكيش گم، و خبرها در آن نهان است، آن گور گودالى است كه اگر دو¬دست گوركن در گشادگيش كوشيده، و وسعتش زياد شده باشد، البته باز هم سنگ و كلوخ اين تن بىجان را مىفشارد، و خاك انباشته ذراتش را درون رخنههاى آن مىگذارد »
با توجه به بیانات مولایمان متوجه شدیم که آن حضرت اصلاً از اموال دنیا هیچ چیزی را برای خود نیندوخته¬اند و با یاد¬آوری این مطلب که روزی انسان از این دنیا می¬رود و همه اموال دنیا را برای خود دنیا می¬گذارد می¬فرمایند که از اینکه فدک را از آنها گرفته¬اند ناراحت نیستند.
استفاده ی صحیح از زمان
انسانها بایستی از وقت و فرصت در اختیار خود بهترین استفاده را بنمایند. چراکه؛ عمر انسان قابل برگشت نیست این مهمّ از سوی امامان و پیشوایان دینی بسیار مورد تأکید قرار گرفته همچنانکه آمده :« وَ إیّاکَ وَ العِجله بِالأُمورِ قَبلَ أَو أنَّها ؛أوِ التُساقِطُ فیها عِندَ إمکانِها؛أوِ اللَّجاجَه فیها إِذا تنکرت ؛أَو ألوهِن عَنها إِذا أَستوضَحت؛فضِع کُلِّ أَمرِمُوضِعَه؛وَ أُوقِعَ کُلِّ عَمَلِ مُوقِعَه» یعنی : “زنهار که در جریانها، پیش از فراهم شدن اسباب لازم، شتاب ورزی ؛یا به هنگام امکان عملی، فرصت را از دست دهی ؛ یا به گاه ناشناختن راه سرسختی پیش گیری ؛ یا به هنگام روشنیش کاهلی کنی، پس، هرکاری را در جای بایسته ی خود انجام ده؛ و برای هرعملی، در موقعیت فراخورش اقدام کن".
چنین که از مطلب فوق بر می آید داشتن برنامه ریزی و استفاده صحیح از اوقات انسان بسیار مورد تأکید بوده می باشد و استفاده نکردن درست از منابع و امکانات و نعمت های در دسترس انسان قطعاً مورد مؤاخذه و بازخواست قرار خواهد گرفت . پس ضرورت دارد قبل از اقدام به هرکار انسان با تدبیر لازم و برنامه ریزی درست نسبت به انجام آن اقدام تا از هدر رفت وقت و منابع و ندامت جلوگیری و نهایت استفاده را از آنها ببرد
- ارزشمندی زمان
در باب ارزشمندی زمان بارها و بارها در روایات واحادیث به درست استفاده کردن از وقت و بیهوده نبودن خلقت انسان اشاره شده، همچنانکه آمده:«وَ أعمَلوا عِبادُاللّه، أنَّهُ لَم یَخلُقکُم عَبَثا، وَلَم یرسِلُکُم هَملا؛ علم مبلغ نِعمَه عَلَیکُم، وَ أُحصی إحسانَهُ إِلَیکُم، فَستَفتَحوه، وَاستَنجِحوه، وَأُطلِبوا إِلَیهِ، وَاستَمنَحوه، فَماقَطَعکُم عَنهُ حِجاب، وَلا أَغلَق عَنکُم دونِهِ باب؛ وَإنَّهُ لِکُلِّ مَکان، وَ فی کُلِّ حینِ وَأَوان، …» یعنی: “ای بندگان خدا، این را بدانید که خداوند شما را به عبث نیافریده، به بیهوده رهایتان نکرده است ؛ که او به اندازه ی نعمت هایی که ارزانیتان داشته، به خوبی آگاه است، و از نیکی هایش به شماره، آماری دقیق دارد . پس پیروزی و رهایی را از اوبخواهید و بخشش و کرم را از او طلب کنید که نه پرده ای حجاب شما از او تواند شد و نه در بسته ای از راه یافتن به درگاهش بازتان تواند داشت ؛ چراکه او در همه جا حضور دارد و هیچ لحظه و زمانی از حضور او تهی نباشد… ” .
با توجه به مطلب فوق انسانها بایستی در خصوص لحظه به لحظه عمرشان در پیشگاه خداوند متعال جوابگو باشند . از این رو باید با برنامه ریزی و مدیریت و زمان بندی درست لحظات عمر خود را به بهترین نحو ممکن سپری نموده و از بطالت وقت دوری جویند که این مهمّ با برنامه ریزی درست امکانپذیر می باشد .
تعريف برنامه ريزى واحادیث در این باره
برنامه ريزى، مانند پلى، زمان حال را به آينده مربوط مى كند. هر كس مى تواند با برنامه ريزى و تعيين اهداف مورد نظر و پيش بينى راه هاى دستيابى به آن ها، در جهتى صحيح حركت نموده و به موفقيت لازم دست يابد. قطعاً بدون داشتن برنامه و نقشه ی راهی مشخص دستيابى به اهداف منظور بسیار مشکل و حتّی، غير ممكن می باشد. فقدان برنامه ريزى دریک تشکیلات به عدم توفيق آن تشکیلات و در نهایت به شكست در انجام وظایف و مأموريت هاى محوله می انجامد. در باب تعریف برنامه ریزی هریک از صاحب نظران تعريف خاصى از برنامه ريزى ارائه داده اند.برنامه ريزى در حقیقت فرآيند مستمرى از تصميم گیری های افراد است که با در دست داشتن بهترين اطلاعات ممكن نسبت به آينده شکل می گیرد.می توان گفت برنامه ریزی نگرشی است که عمل بر مبنای اندیشه ی آینده نگر را تضمین می کند . در برنامه ريزى بايستى دو نكته مهم همواره مورد نظر باشد: يكى داشتن دوره زمانى مشخص و ديگر داشتن بودجه و هزينه معين . از برنامه ریزی تعاریف زیادی شده است .
بنابراين ؛ مى توان برنامه ريزى را در يك عبارت مختصر و جامع اين گونه تعريف كرد:
«برنامه ريزى عبارت است از تعيين اهداف و پيش بينى راه هاى دستيابى به آن ها در دوره زمانى مشخص و با هزينه معين»
اقداماتی که می تواند در راستای انجام برنامه ریزی مدّنظر قرار گیرند :الف- تعیین هدف ب- چگونگی رسیدن به هدف، بدین معنی که راه و شیوه یا ابزار های لازم جهت رسیدن به هدف می باشد پس قطعاً بایستی در راستای برنامه ریزی با چاره اندیشی (برنامه ریزی )مناسب نسبت به آن اقدام نمود تا راه بر تبعات ناخوشایند بی برنامگی بسته شود.حضرت علی علیه السلام، سوء تدبير را سبب پيش افتادن نابودى و هلاكت دانسته و مىفرمايد:
« مَن ساءَ تَدبيرُهُ تَعَجَّلَ تَدميرُهُ» : “
هر كس كه تدبيرش بد باشد، نابوديش زودتر است (در نابودیش شتاب کند).
اقدام به برنامه ريزى قبل از دست زدن به هر كار، امرى عقلانى است ؛ و روشن است كه اقدام به هر كار، بدون بررسى زوایا وجوانب مختلف و برنامه ريزى براى آن، نشان دهنده نقصان عقل و يا عدم بهره گيرى صحيح و مناسب از اين نعمت بزرگ الهى است . از این رو امیر مؤمنان حضرت على علیه السلام عقلى بودن مسئله برنامه ريزى را مورد تأكيد قرار داده و در این راستا مى فرمايند:
«لاعَقلَ كَالتَّدبير»:
“هيچ عقلى مثل تدبير نيست”
امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام در مورد ارزش تدبیر و دوراندیشی و پرهیز از کوته فکری می فرمایند :
«ثَمَرَهُ التَّفریِطِ النَّدَامَهُ، وَ ثَمَرَهُ الحَزمِ السَّلَامَهُ.»:
“حاصل کوته فکری، پشیمانی، و حاصل دور اندیشی، سلامت است.”
بنابراین توجّه ننمودن به نداى عقل در برنامه ريزى قبل از شروع هر كار، مى تواند تبعات ناگوارى به دنبال داشته باشد؛ و اگر در كارهاى مهمّ بى توجّهى وجود داشته باشد و برنامه ريزى لازم صورت نگيرد، شكست در انجام امور پیش رو امری بدیهی است .البته بايد توجه داشت كه صرف برنامه ريزى، مطلوب نبوده و موجب موفقيّت نمى شود؛ بلكه برنامه اى مى تواند موجبات موفقيت و پيشرفت را فراهم كند كه اصولى، منطقى و مناسب با امكانات و شرايط موجود طراحى شده باشد.برنامه ريزى غير اصولى و نامناسب نه تنها كمكى به ارتقاء و پيشرفت نمى كند؛ بلكه مى تواند موجب شكست در آن برنامه شود.برنامه ريزى به عنوان یکی از اصول اساسى مديريت، يكى از وظايف مهم و حياتى مديران بوده و نقش بسيار مهمى در موفقيت و پيشرفت و كارآيى و اثر بخشى مديران دارد. مديران همواره سعی دارند تا كارآيى شان را افزايش دهند. بى ترديد تلاش آن هابدون توجّه به مسئله برنامه ريزى به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد؛ چرا كه اگر برنامه ريزى صورت نگيرد و برنامه هاى صحيح و دقيق طراحى نشود، بدين معناست كه اهداف و نيز راه ها و ابزار مناسب براى دستيابى به آن ها مشخص نشده، و آن گاه كه اهداف و راه هاى دستيابى به آن ها روشن و مشخص نشده باشد، اثر بخشى و كارآيى آن برنامه به هيچ وجه تحقّق نخواهد یافت.
برنامه ريزى در امور بیانگر خردمندی افراد است . امام علی علیه السلام در اين باب مى فرمايند:
« لا عَقلَ کَالتَّدبیر» :
” هیچ عقلی همچون تدبیر نیست” .
در روایات و احادیث و همچنین سایر آموزه های دینی ما تذکّرات فراوانی در خصوص چاره اندیشی و برنامه ریزی قبل از انجام هرکار آمده، به عبارتی این تعبیر به اصطلاح عامیانه خودمان همان «بی گدار به آب نزدن» می باشد که بر این مهمّ تأکید دارد که انسانها بایستی قبل از انجام هرعمل چه در اقتصادی، چه در دین، چه در امور جاری زندگی شان نفع و ضرر و یا خوب و بد بودن آن عمل و یا درستی یا نادرستی آن عمل را بسنجند تا در نهایت پس از انجام آن عمل با سرزنش، بازخواست، سئوال، و یا ندامت مواجه نگردند . همچنانکه در روایات معتبر اسلامی آمده است:
« التَّدبیر قَبلَ العَمَل یؤمِنُکَ مِنَ النَّدَم»: بدین معنا که :” چاره اندیشی پیش از انجام هر کاری انسان را از پشیمانی مصون نگه می دارد.”
همچنین امير مؤ منان حضرت على علیه السلام در جایی دیگر در تبيين اين نكته مهمّ مىفرمايد:
«سوءُ التَّدبير، سَبَبُ التَّدمير»:
“بدى تدبیر(برنامه ریزی)، موجب نابودی است .”
در ادامه قبل از تبیین ضرورت برنامه ریزی از منظر مدیریت اسلامی به بیان شروط اساسی مدیریت صحیح از منظر آموزه های دینی می پردازیم