معنای کلمه عفت در لغت واصطلاح
عفت:
معنای لغوی:
1-¬ در قاموس قرآن آمده که عفت به معنای مناعت است و از ریشه¬ی¬(عفف) گرفته شده است. عفت، حالت نفسانی است که از غلبه شهوت باز می¬دارد پس باید عفیف به معنی خود نگه¬دار و با مناعت باشد .
2-واژه¬ی«عفاف» در لغت به معنای پاکدامنی، پارسایی و خودداری از کارهای زشت و مدیریت شهوت است. عفت، ویژه¬ی جنس زن نیست. این ارزش و روش، فراگیر است. به پروا¬پیشه¬ای «عفیف»، می¬گویند که از حرام¬ها و زشتی¬ها دوری می¬¬کند.
راغب اصفهانی می¬گوید:«عفف»، عبارت از حالتی است در نفس و روح انسان، که این حالت مانع از تسلط شهوت¬ و¬ هوای نفسانی بر انسان می¬شود. «متعفف» به کسی می¬گویند که در اثر تمرین، دارای این حالت باشد و «استعفاف» یعنی درصدد عفت داشتن.
ابن منظور می¬گوید: عفت خود¬نگه¬داری از غیر حلال، کارهای حرام و طمع¬¬های پست است. عفت پیشگی یعنی خود نگه¬داری .
3-¬ ابن مسکویه می¬گوید: عفت در لغت به معنای نگه داشتن است و شخص عفیف به کسی می¬گویند که در پرتو قدرت ایمان، خویشتن را از شهوات نفسانی حفظ می کند. عفت و شجاعت، مخصوص شخص حکیم است و اصولاً مردم، شخص عفیف و شجاع را دوست دارند.
-معنای اصطلاحی:
1-¬ در کتاب فرهنگ قرآن آمده که عفت، حالتی از حالتهای نفس است که با وجود آن، شهوت نمی¬تواند بر نفس غلبه کند. بنابراین خودداری نفس از شهوت نفسانی و تمایلات غیر شایسته، در هر شخص و در هر موضوع، عفت نامیده می¬شود. عفت، انقیاد قوه¬ی شهویّه در مقابل امر¬و نهی عقل، همچون ازدواج و خوردن در حد اعتدال عقلی و عرفی است. در این مدخل از واژه-های«عفت»، «حجاب»، «حیا» و مشتقات آنها استفاده شده است .
2-¬ خواجه¬نصرالدین¬طوسی(رحمه الله)، از بزرگترین نظریه¬پردازان علوم اخلاقی و اجتماعی در حوزه¬ی دینی، می¬فرماید: عفت، ملکه¬ی خُلقی یا فضیلتی است که قوه¬ی شهوانی را کنترل کرده و زیر پوشش قرار می¬دهد؛ تا اراده بر مقتضای تدبیر عقلی به سوی این قوه گسیل شود و اجازه نمی¬دهد که اراده مستقیماً در دسترس قوه¬ی شهوانی قرار گیرد تا به سوی مطلوبات خود برود .
3-¬ عفاف و عفت، مصون داشتن قلب از توجه به نا¬محرم و پاک داشتن خود از افتادن در دام حرام الهی است .
حجاب در لغت واصطلاح
حجاب:
معنای لغوی:
¬ در قاموس قرآن آمده که حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنی پنهان کردن و منع از دخول است. حجاب به معنی پرده نیز است .
¬ در فرهنگ قرآن آمده که حجاب در لغت به معنای پرده، پوشش و حایل بین دو شیء است و مقصود از حجاب در این¬جا پوشاندن زن بر¬طبق موازین شرع در برابر نامحرم است در این مدخل از تعبیرهایی مانند(یدنین علیهن من جلابیبهن)، (فسئلوهن من وراء حجاب)، (غیر متبرجات بزینه)، (و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها) و…. استفاده شده است .
¬ در مفردات راغب آمده که حجاب، باز داشتن و ممانعت از دسترسی و رسیدن به چیزی است و یعنی جوف و باطن و آنچه که از دل پوشیده و پنهان است .
- شهید مطهری در معنای کلمه¬ی حجاب گفته¬اند: کلمه¬ی «حجاب» هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب، بیشتر، استعمالش به معنی پرده است، این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می¬دهد که پرده وسیله¬ی پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوشش(حجاب)نامیده می¬شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. در قرآن کریم در داستان سلیمان(علیه السّلام)، غروب خورشید را این¬طور توصیف می¬کند: «حتی توارث بالحجاب» یعنی تا آن وقتی که خورشید در پشت پرده مخفی شد. پرده¬ی حاجز میان قلب و شکم را(حجاب) می¬نامند .
-معنای اصطلاحی:
1-¬ حجاب، داشتن پوشش ظاهری مناسب و منطبق با دستورات دین است .
2-¬ در زبان عربی حجاب به پرده¬¬ای که قلب را از سایر اعضای بدن جدا می¬کند گفته می¬شود. به نگهبان و دربان نیز به این دلیل که مانع داخل شدن افراد می¬شود «حاجب» گفته می¬شود. در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن در توضیح معنای حجاب آمده است:(حجاب، حایل و جدا کننده و مانع تلاقی دو چیز یا اثر دو چیز است و آن دو چیز می¬تواند هر دو مادی یا هر دو معنوی یا یکی مادی و دیگری معنوی باشد و خود حاجب و مانع می¬تواند مادی یا معنوی باشد). کلمه¬ی حجاب در آیات مخصوص به همسران رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) و در روایات به همین معنای[حایل و مانع] بکار رفته است . در سوره احزاب درباره¬ی همسران رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:« وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ » ؛ و هنگامیکه از آنان[زنان رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)] چیزی می¬خواهید از ورای حجابی از آنان بخواهید». که این حجاب و حایل، پرده یا پارچه¬ای بوده که بخشی از اتاق را جدا می¬کرده است.
در این تحقیق کلمه¬ی حجاب با معنای پوشش زن بر طبق موازین شرع در برابر نا¬محرم مورد توجه بوده است.
رابطه تکدی گری وبیکاری
کاهش تکدی¬گری
یکی دیگر از اثرات کار و تلاش نکردن و به دنبال شغل خوب و مناسب با شان نرفتن و بیکاری و سستی در کارها تکدی گری است. افرادی که بدون زحمت و با فیلم کردن خود به راحتی بدون زحمت صاحب پول می شوند. هیچ کس نیست که در عبور و مرور روزمره خویش شاهد مناظری دلخراش مثل کودک شیشه پاکن، امتحان وزن و…. یا زنی با فرزندی در بغل و دیگری بسته بر پشت و سومی در دست و همه لخت و عریان … و یا مواردی اینچنین برخورد نکرده باشد.
اینها مناظری یکنواخت و تکراری هستند که هر روزه بر تنوع و تکثر اشکال مختلف آنها افزوده می شد. حضور اینگونه افراد نه تنها باعث جریحه دار شدن عواطف افراد جامعه شده بلکه از منظر بیگانگان موارد بدیعی برای تبلیغات سوء بر علیه نظام و کشور ما می شود.
شاید بسیاری از افرادی که به خاطر رضای خداوند و مسائل انسانی به این افراد کمک می کنند ندانند که بعضی از این به ظاهر محتاجان دارای وضعیتی مادی بسیار بهتر از خیلی زحمتکشان جامعه می باشند. همانها که علیرغم کسالت و ضعف و یا نقص عضو از تلاش برای یک زندگی شرافتمندانه دست نمی کشند به نان و پول راحت و بی زحمت گرائی با نگاهی تحقیر آمیز می نگرند .گاهی اوقات جراید اخباری از پول و طلا…. این افراد که به رفتار زشت تکدی دست می زنند ، می پردازد . آیا به نظر شما این افراد در اجتماع و روحیه افراد جامعه تاثیر منفی از کار کردن و تلاش برای بدست آوردن روزی حلال باقی نمی گذارند و که با اینکه انبیاء به کار و تلاش سفارش کردند اینها به راحتی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و به راحتی وضعیت اقتصادی خود را تأمین می کنند و این عمل آنها آسیب و عوارض جدی به اجتماع وارد می آورد و افراد دیگر انگیزه خود را برای کار کردن از دست خواهند داد.
در ضمن گدایان ثابت، یعنی افرادی که بطور دائم و مستمر در این شهر یا یک نقطه به کار خویش مشغولند هم اینها در درون خود دارای سازمان و ضوابطی هستند که حفظ حریم و حدود کار محل گدائی از اولیه ترین مقررات بعضاً چهره زن یا دختر جوانی را می بینیم که اصلاً تعداد بچه های همراهش با سن او تطابق ندارد که به طور قطع از بچه های کرایه ای استفاده کرده و از این طریق درآمد هنگفتی به دست می آورند.
اصلی ترین حرکت سازمانهای ذی ربط جدا نمودن و سرپرستی کودکان این افراد می باشد که اکثر این کودکان از تحصیلات ابتدایی نیز محروم شده اند و اگر استعداد یابی شوند به افرادی برخورد می کنیم که از استعدادهای خوبی برخوردار هستند. و علاوه بر این موارد فساد های اخلاقی نیز در خواهد داشت.پس اگر در جامعه به کار و تلاش اهمیت داده نشود و افراد انگیزه ای برای کار کردن نداشته باشند یکی از آسیب و عوارض آن رو آوردن به تکدی گری در جامعه است که در اجتماعی اثرات سوء گفته شده را به همراه خواهد داشت.
ثواب آنکه گدایی نکند.
امام صادق (علیه السّلام) فرمود:
«خداوند، بنده ای را رحمت کند که پاکدامن و پرهیزگار باشد و بپرهیزد از اینکه از دیگران کمک بخواهد. این کار، او را در دنیا خوار می سازد و مردم خواسته او را برآورده نخواهند ساخت» .
پنج شاخص از مؤلفههای سبک زندگی رضوی
یکی از زیباترین و مهمترین مباحثی که در سالهای اخیر مورد توجه و بررسی اندیشمندان اسلامی قرار داشته، موضوع سبک زندگی اسلامی و شاخصهای ارزشمند آن است. تهاجم همه جانبهی فرهنگهای غربی و سکولار به سرزمین های اسلامی، لزوم توجه به چیستی و شاخصهای سبک زندگی اسلامی را دو چندان نموده است. یکی از راههای بدست آوردن شاخصهای سبک زندگی اسلامی دقت و توجه در زندگی اولیای دینی و اسلامی است، به یقین این مقربان درگاه الهی در زندگی خود مؤلفههای را رعایت میکردند که به کار بستن و احیای آن مؤلفهها در زندگی فردی و اجتماعی نقش به سزایی در تقویت و ترویج سبک زندگی اسلامی خواهد داشت.
امام رضا(علیه السلام) زیباترین الگوی زندگی
زندگی نورانی امام رضا(علیه السلام) مملوء از شاخصهای زیبای درست زیستن است، که نه تنها عالمان شیعی بلکه بزرگان اهل سنت نیز به آن اعتراف داشته و زیباییهای زندگی این امام همام را به رشته تحریر درآوردهاند، سیره و سخنان امام رضا(علیهالسلام) همچون گنجیهای پربها، میتواند زندگیهای افراد را رونق بخشد و زندگی سعادتمندی را برای انسانها به ارمغان آورد. هرچند در این نوشتار و حتی صدها نوشته دیگر نمیتوان به تمام جوانب و شاخصهای درست زیستن در کلام امام رضا(علیهالسلام) اشاره کرد ولی به هرحال، آب دریا را گر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید؛ از این رو در این مجال با تکیه بر یکی از جملات زیبا و اخلاقی امام رضا(علیهالسلام) سعی میشود به گوشهای از شاخصهای سبک زندگی رضوی اشاره کنیم.
تصویر کلّی از اخلاق امام رضا (علیه السلام)
«ابراهیم بن عباس» دربارۀ روش اخلاقی آن حضرت می گوید: هرگز ندیدم آن حضرت، با سخن خود در حق کسی جفا کند (و مورد اهانت و آزار قرار دهد) و یا کلام کسی را قبل از آنکه پایان یابد، قطع کند. نیاز نیازمندان را برآورده می ساخت و هرگز حاجتمندی را که توان انجام حاجت او را داشت، رد نمی کرد. هرگز پای خود را نزد دیگران دراز نمیکرد. و هرگز در حضور دیگران به چیزی تکیه نمی داد. و هرگز ندیدم غلامان و خدمۀ خود را دشنام دهد. هرگز ندیدم كه آب دهان بیندازد و ندیدم که در جمع با صدای بلند بخندد؛ بلکه خنده اش تبسّم بود. وقتی سفره پهن می کرد، بردگان و خدمه و حتی دربانها و نگهبانان نیز با او بر سفره می نشستند. شبها كم میخوابید و بسیار بیدار بود بیشتر شبها از ابتداى شب تا صبح شب زندهدار بود خیلى روزه میگرفت روزه سه روز در ماه از او فوت نمیشد میفرمود این سه روز روزه تمام عمر است خیلى كمك میكرد و صدقه میداد در پنهانى بیشتر در شبهاى تاریك چنین كارى را میكرد هر كس بگوید چون او در مقام و شخصیت دیده است باور نكنید!». [1]
شاخص اول: عدم ظلم به دیگران
در این روایت نورانی به خوبی میتوان شاخصهای زیبای زندگی رضوی رو مشاهده کرد، در ابتدای روایت اولین ویژگی حضرت عدم ظلم و جفادر حق دیگران معرفی شده است، یک مسلمان واقعی باید زندگی خود را به گونهای سامان دهد که هیچگاه به دیگری ظلم نکند. امام رضا(علیهالسلام)این چنین بود که حتی با زبان به دیگران ظلم و جفا نمیکرد: «مَا رَأَیْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع جَفَا أَحَداً بِكَلَامِهِ قَطُّ؛[۲] هرگز ندیدم آن حضرت، با سخن خود در حق کسی جفا کند (و مورد اهانت و آزار قرار دهد». در ادامه فراز اول روایی میگوید هیچگاه حضرت کلام دیگری را قطع نکرد چرا این رفتار ناپسند به گونهای موجب ظلم و بیاحترامی به طرف مقابل است: « وَ مَا رَأَیْتُ قَطَعَ عَلَى أَحَدٍ كَلَامَهُ حَتَّى یَفْرُغَ مِنْهُ؛[۳] و یا کلام کسی را قبل از آنکه پایان یابد، قطع کند».
شاخص دوم: توجه به نیاز نیازمندان
دومین و زیباترین شاخص زندگی رضوی توجه به نیازمندان است. «وَ مَا رَدَّ أَحَداً عَنْ حَاجَةٍ یَقْدِرُ عَلَیْهَا؛[۴] نیاز نیازمندان را برآورده می ساخت و هرگز حاجتمندی را که توان انجام حاجت او را داشت، رد نمیکرد» ارزش و اهمیت انفاق به اندازهای است که. خداوند متعال در قرآن مجید در بیش از هشتاد آیه موضوع انفاق و لزوم دستگیری از نیازمندان و اهمیت و ارزش این شاخص قرآنی و اسلامی را مورد توجه قرار داده؛ تا آنجا که در اولین آیات قرآن ، خدواند انفاق را از صفات بارز متقین بیان می کند: «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ؛ [بقره/۳]و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنان روزى دادهایم، انفاق مىكنند».
در روایات اسلامی ، بر این مسئله تأکید بسیار شده و در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شده که: «الصدقة تکسر ظهر الشیطان ؛ صدقه کمر شیطان را می شکند». خداوند می فرماید چیزی را که شما انفاق می کنید، من عوض آن را می دهم:« وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ؛[سبأ/۳۹] و هر چیزی را که در راه او انفاق کنید، عوض آن را می دهد و او بهترین روزی دهندگان است».
پرهیزکاران، انفاق کردن را کم شدن مال نمی دانند ، بلکه غنیمت می شمارند، ولی کسانی که از معارف قرآن بهره ای ندارند و از سویی به دنیا علاقهمند هستند، انفاق کردن را غرامت میدانند.
شاخص سوم: نهایت ادب، رعایت آداب اجتماعی
از جمله زیبایی زیباترین ویژگیهای زندگی رضوی تواضع و فروتنی و عدم تکبر در برابر سایر افراد است. حضرت با توجه به اینکه در بالاترین موقعیت اجتماعی و دینی و سیاسی بودند هیچگاه رفتار متکبرانه و غیر اخلاقی از خود نشان ندادند از این راوی شاخصهای اخلاقی از حضرت بیان میکند که گویایی تواضع ودریایی فضائل اخلاقی امام رضا(علیهالسلام) است.« وَ لَا مَدَّ رِجْلَیْهِ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ وَ لَا اتَّكَأَ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ وَ لَا رَأَیْتُهُ شَتَمَ أَحَداً مِنْ مَوَالِیهِ وَ مَمَالِیكِهِ قَطُّ وَ لَا رَأَیْتُهُ تَفَلَ قَطُّ وَ لَا رَأَیْتُهُ یُقَهْقِهُ فِی ضَحِكِهِ قَطُّ بَلْ كَانَ ضَحِكُهُ التَّبَسُّمَ؛[۵] هرگز پای خود را نزد دیگران دراز نمیکرد. و هرگز در حضور دیگران به چیزی تکیه نمی داد. و هرگز ندیدم غلامان و خدمۀ خود را دشنام دهد. هرگز ندیدم كه آب دهان بیندازد و ندیدم که در جمع با صدای بلند بخندد؛ بلکه خنده اش تبسّم بود».
شاخص چهارم: نهایت تواضع و فروتنی
همنشینی با فقرا و همسفره شدن با ایشان و عدم کنار گیری از ایشان یکی دیگری از شاخصهای زندگی رضوی است که در زندگی امام رضا(علیهالسلام) نمود ویژه داشته است.«وَ كانَ إذا خَلا وَ نَصَبَ مائِدَتَهُ أجلَسَ مَعَهُ عَلى مائِدَتِهِ مَمالیكَهُ وَ مَوالیهِ حَتَّى البَوّابَ السّائِسَ؛[۶] هرگاه سفره اش را پهن مى كرد غلامان و خدمتكاران خود و حتى دربان [و] مِهتر اسبان را با خود سر سفره مىنشاند».
شاخص پنجم: توجه به بندگی و عبودیت خدای متعال
«وَ كَانَ ع قَلِیلَ النَّوْمِ بِاللَّیْلِ كَثِیرَ السَّهَرِ یُحْیِی أَكْثَرَ لَیَالِیهِ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى الصُّبْحِ وَ كَانَ كَثِیرَ الصِّیَامِ فَلَا یَفُوتُهُ صِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی الشَّهْرِ وَ یَقُولُ ذَلِكَ صَوْمُ الدَّهْرِ؛[۷] شبها كم میخوابید و بسیار بیدار بود بیشتر شبها از ابتداى شب تا صبح شب زندهدار بود خیلى روزه میگرفت روزه سه روز در ماه از او فوت نمیشد میفرمود این سه روز روزه تمام عمر است».
این پنج شاخص تنها گوشهای از مؤلفههای سبک زندگی اسلامی است که در زندگی امام رضا(علیهالسلام) تجلی نموده است. یقیناً برای رسیدن به مدینه فاضله و دستیابی به قلههای رفیع زندگی اسلامی لازم است به جوانب مختلف زندگی ائمه اطهار(علیهالسلام) توجه نمود، تا اینکه به درستی بتوان راه صحیح درست زندگی کردن را بدست آورد.
پینوشت:
[۱]. بحار الأنوار، ج۴۹، ص۹۰، ح۴.
[۲]. همان.
[۳]. همان.
[۴]. همان.
[۵]. همان.
[۶]. همان.
[۷]. همان.
سبک زندگی ایرانی - اسلامی
سبک زندگی، همان روشی است که افراد در زندگی برای خود انتخاب می کنند؛ بخشی از اسلوب هایی که تاثیر مستقیم تری بر سلامت معنوی دارند، مثل تنوع در تغذیه و… .سبک زندگی مفهوم گسترده ای دارد و شامل بسیاری از موضوعات فردی و اجتماعی می شود.
سبک زندگی ،می بایست متاثر از آموخته های دینی خود ما باشد که میتوان در قالب حیات طیبه اسلامی آن را طرح کرد.هدف بحث و بررسی پیرامون سبک زندگی ایرانی اسلامی توجه به الگوهای صحیح زندگی.
سبک زندگی بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی است. ما اگر پیشرفت همه جانبه را به معناى تمدنسازى نوین اسلامى بگیریم که یک مصداق عینى و خارجى براى پیشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اینجور بگوئیم که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامى، ایجاد یک تمدن نوین اسلامى است؛ دارای دو بخش است :
بخش ابزارى و بخش متنى
بخش ابزارى عبارت است از ارزشهائى که امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح است : علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسى و نظامى، اعتبار بینالمللى، تبلیغ و ابزارهاى تبلیغ، بخش حقیقى، آن چیزهائى است که متن زندگى را تشکیل میدهد؛ که همان سبک زندگى است مثل مسئلهى خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزى، تفریحات، که متن زندگى انسان است.
ایمان و عمل صالح، ملاک و معیار اساسی سبک زندگی اسلامی و دستیابی به حیات طیبه است. حیات طیبه و لقای پروردگار، هر دو، با ایمان و عمل صالح به دست میآید. از آن جهت که «حیات» سبب حس و حرکت در همه موجودات است، «حیات طیبه» نیز سبب شهود حق تعالی و سیر در تجلّیات انوار الهی و سبک زندگی جدید نورانی برای آدمی میگردد.
اسلام توجه به ظاهر و بدن را نه به مانند یک بت، بلکه درحد متعادل و در راستای رضای خداوند می پسندد و به آن سفارش کرده است وبه همین دلیل است که دردعای کمیل می خوانیم: «قوّ علی خدمتک جوارحی» اکنون آنچه که درمدیریت بدن عملاً اتفاق می افتد نوعی بردگی تن برای جلب رضایت دیگران و پایین آوردن شأن انسان درحد یک کالای جذاب است.
از آنجا که موضوع سبک زندگی اسلامی و نیز قانونمند کردن آن برای همه بشریت، آن گونه که شایسته این مهم باشد، چندان مورد توجه قرار نگرفته است، پژوهش در حیات طیبه که یک اصطلاح قرآنی است و بررسی ویژگیهای زندگی مرتبط با آن میتواند ما را به سبک زندگی مورد قبول اسلام رهنمون سازد.
سبک زندگی در حیات طیبه، زندگی حقیقی و واقعی است، نه مجازی و بردباری و صبوری برای رضایت خدا، شرط ورود به «حیات طیّبه» است. زیرا صبر در راه خدا، پایه عزم و اراده قوی و کارآمد در صحنه مبارزه با نفس است.
حیات طیبه و لقای پروردگار، هر دو، با ایمان و عمل صالح به دست میآید. آثار «حیات طیّبه» افزون بر شادی و آرامش در زندگی و شعور و بینش و بصیرت شهودی، زندگی تحت ولایت خدا است که در آن، سختی و فرسودگی و ذلّت و شقاوت راه ندارد. ایمان و عمل صالح، ملاک و معیار اساسی سبک زندگی اسلامی و دستیابی به حیات طیبه است.
جهان بینی بر نوع سبک زندگی تاثیر قابل توجهی دارد؛ سبک زندگی بر اساس اصول دین یک سبک زندگی آخرت محور است؛ مهمترین شاخصه سبک زندگی دینی آخرت محوری و مسئول بودن انسان است.
فرد دیندار با پذیرش و عمل به دستورات و آموزه های دینی سبک زندگی آنگونه را می پذیرد که تامین کننده سلامت جسم و روان او است.
فرزندان تا 7 سال در اختیار والدین است و هرچه که والدین به او می گویند باور می کند که متاسفانه بسیاری از ما این فرصت طلایی را از دست می دهند.
هرچه دین داری در زندگی افراد نقش بیشتری داشته باشند، مشکلات جسمی، اضطراب، افسردگی و ناسازگاری اجتماعی کاهش می یابد.خیر رسانی یکی الگوهای سبک زندگی دینی است که قطعا در مقابل آن، مساله عدم مزاحمت برای دیگران و رعایت حقوق دیگران قرار دارد.
قرآن کریم به ما امر می کند انسان باید در ابتدا خود و خانواده خود را اصلاح کند و سپس به دنبال اصلاح دیگران برود. کسب رضایت الهی نقش محوری در زمینه سبک زندگی اسلامی دارد و منیت ها در عرصه زندگی فردی و اجتماعی باید از بین برود تا جامعه سالمتری داشته باشیم.