معنای کلمه عفت در لغت واصطلاح
عفت:
معنای لغوی:
1-¬ در قاموس قرآن آمده که عفت به معنای مناعت است و از ریشه¬ی¬(عفف) گرفته شده است. عفت، حالت نفسانی است که از غلبه شهوت باز می¬دارد پس باید عفیف به معنی خود نگه¬دار و با مناعت باشد .
2-واژه¬ی«عفاف» در لغت به معنای پاکدامنی، پارسایی و خودداری از کارهای زشت و مدیریت شهوت است. عفت، ویژه¬ی جنس زن نیست. این ارزش و روش، فراگیر است. به پروا¬پیشه¬ای «عفیف»، می¬گویند که از حرام¬ها و زشتی¬ها دوری می¬¬کند.
راغب اصفهانی می¬گوید:«عفف»، عبارت از حالتی است در نفس و روح انسان، که این حالت مانع از تسلط شهوت¬ و¬ هوای نفسانی بر انسان می¬شود. «متعفف» به کسی می¬گویند که در اثر تمرین، دارای این حالت باشد و «استعفاف» یعنی درصدد عفت داشتن.
ابن منظور می¬گوید: عفت خود¬نگه¬داری از غیر حلال، کارهای حرام و طمع¬¬های پست است. عفت پیشگی یعنی خود نگه¬داری .
3-¬ ابن مسکویه می¬گوید: عفت در لغت به معنای نگه داشتن است و شخص عفیف به کسی می¬گویند که در پرتو قدرت ایمان، خویشتن را از شهوات نفسانی حفظ می کند. عفت و شجاعت، مخصوص شخص حکیم است و اصولاً مردم، شخص عفیف و شجاع را دوست دارند.
-معنای اصطلاحی:
1-¬ در کتاب فرهنگ قرآن آمده که عفت، حالتی از حالتهای نفس است که با وجود آن، شهوت نمی¬تواند بر نفس غلبه کند. بنابراین خودداری نفس از شهوت نفسانی و تمایلات غیر شایسته، در هر شخص و در هر موضوع، عفت نامیده می¬شود. عفت، انقیاد قوه¬ی شهویّه در مقابل امر¬و نهی عقل، همچون ازدواج و خوردن در حد اعتدال عقلی و عرفی است. در این مدخل از واژه-های«عفت»، «حجاب»، «حیا» و مشتقات آنها استفاده شده است .
2-¬ خواجه¬نصرالدین¬طوسی(رحمه الله)، از بزرگترین نظریه¬پردازان علوم اخلاقی و اجتماعی در حوزه¬ی دینی، می¬فرماید: عفت، ملکه¬ی خُلقی یا فضیلتی است که قوه¬ی شهوانی را کنترل کرده و زیر پوشش قرار می¬دهد؛ تا اراده بر مقتضای تدبیر عقلی به سوی این قوه گسیل شود و اجازه نمی¬دهد که اراده مستقیماً در دسترس قوه¬ی شهوانی قرار گیرد تا به سوی مطلوبات خود برود .
3-¬ عفاف و عفت، مصون داشتن قلب از توجه به نا¬محرم و پاک داشتن خود از افتادن در دام حرام الهی است .