اربعین امسال
امسال، این #ویروس_منحوس مسیر عشق را بر ما بست. قدم زدن، عرق ریختن، خستگی و … در راهی که همه را به جان میخریدیم …
برای برای دیدن، یک لحظه برق گنبد طلایی ارباب…
برای یه سلام دست به سینه در محضر علمدار کربلا
برای اشک ریختن در کنار عطش مواج علقمه که هنوز در عطش یه جرعه نوش دستان سقاست…
برای قطره آبی که حلقوم شش ماهه کربلا نرسید اما سیراب شد از دست حرمله…
و برای قامت ایستاده و استوار زینب کبری(سلام الله علیها) وقتی که دیگر محرمی برایش نمانده بود…
اما نه…
اربابان این#ویروس_حقیر به گمان خود راه را بر ما بستند که اکنون در دل هر یک از ما سرزمینی به وسعتی کربلا برپا کرده ایم و در هر گوشه اش آماده ایم تا جان دهیم…
خود را محیای نبرد میبینیم در کارزاری که دور نیست، نزدیک تر از نزدیک است…
کارزاری که مولا نوای “ان جدی الحسین قتلوه عطشانا” خود را معرفی میکند و با شعار #یا_لثارات_الحسین” دل به کارزار حرامیان زمانه میدهیم. آنجاست که #حب_الحسین_یجمعنا عینیت حقیقی مییابد…
#ما_ملت_شهادتیم
#ما_ملت_امام_حسینیم
#لبیک_یا_حسین
#حب_الحسین_یجمعنا