سرور بیجا وفخر فروشی
سرور بیجا و فخرفروشی
(و لئن اذ قناه نعماء بعد ضراء مسَّته لیقولن ذهبو سیئات عنی، انه لفرح فخور)
ترجمه: هر آیینه ،بچشانیم او را نعمتی پس از سختی ، هر آیینه می گویند البته که رفت بدی ها از من بدرستی که او هر آیینه شادمان نازنده است
انسان وقتی در ناز و نعمت فرو می رود، خود باختگی و غرور بر او چیره می شود ، اگر بعد از ناخوشی و زیانی که به او رسیده ، نعمت و منقعتی به وی رسد به جای شکر گذاری می گوید مشکلات و ناراحتی ها ، دیگر برنمی گردد. و آن گاه دوباره دچار غرور و مستی بیجا می گردد، از این رو می فرماید: اگر بعد از ضرری که به او رسیده نعمت و خوشی به وی بچشانیم می گوید شدائد از من برطرف شد و بازگشتی هم ندارد ، سپس سرور بیجا و فخر فروشی وجودش را فرا می گیرد و مباهات و فخر می کند به طوریکه از شکر منعم باز می گردد.
شادی کفار از نعمت های دنیوی
شادی کفار از نعمت های دنیوی
( فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم أبواب کل شی حتی اذا فرحوا بما اوتوا أخذناهم بغته فاذاهم مبلسون).سوره مبارکه انعام آیه44
ترجمه: پس وقتی عذاب ما را به کلی از یاد بردند درهای همه لذائذ مادی را برویشان گشودیم و وقتی سرگرم و شادمان شدند به ناگاه گرفتیمشان پس آن گاه ایشان فرو مانده وخاموشند
مراد به اینکه می فرماید: گشودیم بر آنان درهای هر چیزی را این است که از هر نعمت از نعمت های دنیوی که مردم با داشتن آن از مزایای حیات بهره مند شده و به یکدیگر فخر می فروشند فراوان و بی حساب در اختیارشان گذاشتیم، مال و فرزند و سلامتی بدن و آسایش خاطر و ارزانی و امنیت و طول عمر و نیرومندی در جسم ارزانیشان داشتیم. و معنای همه آیه این است که وقتی کفار فراموش کردند تذکراتی را که به آن ها داده شده ، و یا اگر هم یادشان بود از آن اعراض نمودند اما آنان را استدراج کردیم یعنی از هر نعمتی به آنان دادیم و تمتع از لذائذ مادی را برایشان تکمیل کردیم ، و در نتیجه فرح و سرور که از آثار تکمیل نعمت است در دلشان پدید آمد که ناگاه در حالیکه دیگر عذری نداشتند به عذاب خود دچارشان نموده و هلاکشان کردیم زیرا به جای اینکه این نعمت ها را پاس دارند و رو به خدا آورند سر به طغیان و رفاه زدگی برداشته و به نعمت های داده شده دل بستند و سر مست شدند رسول اکرم نیز در تفسیر این آیه چنین فرمودند:
تا وقتی که فرحناک شوند به آن چه عطا شوند …. »فرمود: چون دیدی پروردگارت پرده بر روی معصیت های تو می کشد . این نشانه است که اندک اندک تو را گرفتار فرماید
شادی های ظاهری
شادی های ظاهری
( و اذا اذقنا الناس رحمه فرحوا و ان تصبهم سیئه بما قدمت ایدیهم أذا هم یقنطون)
ترجمه: و چون به انسان رحمتی می چشانیم شادی می کند ، و اگر مصیبتی به ایشان برسد با اینکه اثر کارهای خودش است ناگهان نومید می شود.
تفسیر:
مراد از آیه شریفه بیان این نکته است که: مردم نظرشان از ظاهر آن چه از نعمت و نقمت می بینند ، فراتر نمی رود ، باطن امر را نمی بینند همین که نعمتی به دستشان می آید ، خوشحال می شوند ، بدون اینکه بیندیشند این امر به دست خود آنان نیست ، و این خدا است که به مشیت خود نعمت را به ایشان رسانده ، و اگر او نمی خواست نمی رسید ، و همین که نعمتی را از دست می دهند مایوس می شوند ، تو گویی خدا در این میان هیچکاره است ، و از دست رفتن نعمت به اذن خدا نبوده ،پس این مردم ظاهر بین و سطحی اند، وقتی نعمتی به دستشان می رسد خوشحال می شوند و چون از دست می دهند نومید
تفسیر آیه 79سوره مبارکه انبیاء(کار کردن حضرت داوود)
در تفسیر جامع:و کوهها و مرغان را مسخر داود گردانیم تا با او تسبیح مینمودند و ما این معجزات را بر دست او ظاهر کردیم داود پیغمبر چون در بیابان و صحرا میرفت و تسبیح میکرد . کوه ها و مرغان و طیور همچنان با او تسبیح میکردند ( و علمناه صفه لبوس لکم و ما صنت) زره ساختن را به داود آموختیم تا از آزار زخم شمشیر یکدیگر محفوظ بمانید . آیا شما سپاسگذار نعمت پروردگار هستید نخست شخصی که زره ساخت داود پیغمبر بود خداوند آهن را بر دست او نرم کرده ،آن را با آتش احتیاجی نبود صفحه های آهن را بر دست او نرم کرده صفحه های آهن را حلقه میکرد و درهم میافکند با آسانی انجام میگرفت در تهذیب از حضرت صادق (ع) روایت کرده فرمود: روزی از جانب پروردگار بر او وحی رسید چنانچه تو از بیت المال ارتزاق نکنی و نخوری از بندگان نیکو و شایسته تقربی ما خواهی بود . چرا از دسترنج خود استفاده نمی کنی …. آن حضرت از آهن هر روز یک زره می ساخت و ن را 1000درهم میفروخت و در مدت یکسال 360 زره ساخت و 360 هزار رهم فروخت و بی نیاز شد.
نمونه ای از کار.کردن حضرت صادق در بستان خود
ونیز در آن کتاب از ابوعمر و شیبانی روایت کرده که گفت: دیدم حضرت صادق را که بیلی بر دست گرفته و پیراهن غلیظی پوشیده بود و در بستان خویش عمله گری می کرد و عرق از پشت مبارکش می ریخت. گفتم: فدای تو شوم بیل را به من بده تا اعانت تو کنم، فرمود: همانا من دوست می دارم که مرد اذیت بکشد به حرارت آفتاب در طلب معیشت. و در قسمت بعدی در مزد دادن آن حضرت است به عمله در اول وقت فراغتش از کار و نیز از شعیب روایت کرده که گفت: جماعتی را اجیر کردیم که در بستان حضرت صادق(ع) عمله گری کنند و مدت عمل ایشان وقت عصر بود چون از کار خود فارغ شد حضرت به شعیب غلام خود فرمود که مزد این جماعت را بده پیش از آنکه عرقشان خشک شود