معنا مدیریت:
در فرهنگ جامع و ارزشمند عمید مدیر این گونه معنا شده است : ا. فا. {ع} (مُ) اداره کننده، گرداننده، کسی که کاری را اداره کند. معنا شده است.
در کتاب المرشد ( فرهنگ جامع فارسی به عربی ) در جایی مدیر را مأمور و در جایی دیگر مدیریت کل را « أََلمُدیرِیَّهُ العامَّهُ » معنا کرده است. که اینگونه که پیدا است مدیریت نیز کلمه ای از ریشه ی کلمات عربی است.
مفهوم اصطلاحی مدیریت:
تعاریف بسیار زیادی در شناساندن مفهوم مدیریت وجود دارد که هر کدام به نحوی بر تبیین این واژه به ما کمک می کنند.
در زیر به یک مورد از این تعاریف اشاره می شود :
مرتضی مطهری:« مدیریت انسان ها و رهبری آن ها عبارت است از فن بهتر بسیج کردن و بهتر سامان دادن و بهتر کنترل کردن نیروهای انسانی
توزیع عادلانه در آمدها
یکی از حقوق اجتماعی و سیاسی مردم بر حکومت توزیع عادلانه در آمدهاست.
یکی از عوامل مهم ایجاد طبقات اجتماعی و تشدید فاصله طبقاتی، برنامه¬های اقتصادی دولت در توزیع درآمدهاست. امیر مؤمنان، علی (علیه السّلام) برای اینکه تبعیض را در توزیع درآمدها از بین ببرد، بر اساس روش و سنت پیامبر عمل کرد و کوشید درآمدها را به نسبت مساوی میان همه توزیع کند تا همگان بهره یکسانی از بیت¬المال و درآمدها دریافت دارند. از این رو فرمود یکی از فرمان¬های خدا به امام امّت و رهبر، رساندن سهم¬های بیت-المال به طبقات مردم است: همان گونه که در خطبه 34 فرمود: «فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ؛ اما حق شما برمن آن است که … بیت المال شما را در راه شما صرف کنم».
وظیفه حاکم ومستضعفان
سیمای محرومان و مستضعفان
پس تو را به خدا، در طبقه پايين رعيّت و آنانى كه چارهاى ندارند از درويشان و مستمندان و بينوايان درمانده از بيمارى، اگر مستمندى نيازمند و مستحقعطايى وجود دارد، در مورد او براى خدا حقّى از خدا را كه به آنان اختصاص داده و نگهبانيش به عهده توست پاس بدار، و از بيت المالت سهمى را براى او قرار بده و سهمى از غلات زمين¬هاى خالصه اسلام را در هر شهر به آن¬ها ببخش، و متوجّه باش كه حقّ كسانى كه دورند به اندازه حقّ كسانى باشد كه نزديكند.
و وظيفه تو رعايت حقّ آن¬هاست در مسئوليتى كه دارى و بكوش كه غرق شدن در مشغلهات تو را از پرداختن به آنان غافل نكند، كه عذرى نيست ضايع گذاردن كار خرد به خاطر انجام كارى بزرگ. پس قرار بده تلاشت را براى آن¬ها، و روى¬ترش به آن¬ها نشان مده، و به كار كسانى كه دسترسى به تو ندارند و در ديدهها خوارند و مردم كوچكشان مىشمارند دقت كن. و كسى را كه به او مطمئن هستى براى حمايت و تفقد حال آن¬ها بگمار و آن شخص بايد از خداترسان و متواضعين باشد تا خواستهها و نيازهاى آنان را به تو رساند.
پس با آنان چنان رفتار كن كه چون به ديدار خدا رفتى جاى عذر داشته باشى، زيرا كه اين مردم بيش از ديگران نيازمند عدالت و انصاف هستند، و در كليه موارد در اداى حق بايد چنان باشى كه عذرت نزد خدا پذيرفته شود.
چنانچه امیرمؤمنان نیز در سفارش خود به فرزندش امام حسین(علیه السّلام) در رابطه با رعایت عدالت می¬فرمایند:
«اى فرزندم، تو را سفارش مىكنم به ترس از خدا؛ در حال دارائى و نادارى، و نيز به سخن حقّ در خشنودى و خشم، و ميانهروى در توانگرى و تنگدستى، و به عدالت نسبت به دوست و دشمن، و- نيز- به كار كردن در شادابى و كسالت، و به خشنودى از خدا در گرفتارى و گشايش.»
رسیدگی و برخوردشدید با اختلاس گران
یکی از کارهای حضرت علی(علیه السّلام) در دوران خلافت خود برخورد با اختلاس گران بود و آن¬ها را از این که بخواهند مال مردم و حقّ آنها را بگیرند نهی می¬کردند.
«پس، از خداى بترس و مال مردمان باز پس¬ده كه اگر چنين نكنى و خداى مرا بر تو دست دهد تو را به كيفر برسانم و از كيفر تو به اين كارها كه گفتم نزد خداى معذور باشم و همانا تو را به شمشيرى گردن زنم كه هيچكس را با آن نكشتهام مگر كه نگونسار به آتش اندر افتاده است.
به خداى سوگند كه اگر حسن و حسين اين كه تو كردى كرده بودند تا حق مردم را از آنان باز نمىستاندم و ناروايى كه از ستم آنان رفته بود جبران نمىكردم، نه در اراده استوارم دست مىيافتند نه با ايشان از سر مهر گرايش داشتم.»
پس متوجه شدیم که حضرت علی(علیه السّلام) تا چه حدّی به اموال مردم که به زور و اجبار از آن¬ها گرفته شده بود اهتمام داشتند و با اختلاس¬گران نیز برخورد می¬کردند و این همان نمونه بارز عدالت در جامعه اسلامی است.
ویژگی های حاکم مردمی
از ویژگی¬های حاکم مردمی این است که مردم را از خود می¬داند و خود را از مردم بر این اساس، حاضر نیست بین خود و مردم، مانع و حاجب ایجاد کند، بلکه در صدد است با مردم و در کنار مردم زندگی نماید.
این روش علاوه بر این که مردم را نسبت به حاکم خوش¬بین و دل¬گرم خواهد کرد باعث می¬شود نیرو¬ها و عوامل فرصت¬طلب نتوانند ذهن مصادر امور را نسبت به مردم بد بین نمایند و از این طریق، حاکم را در جهت ضدیّت با مردم قرار دهند