حدیث امام صادق (ع)نفس فردی که برای مظلومیت ما اندوهگین می شود..
م
?حدیثی که باید آن را با طلا نوشت…?
◾️امام صادق عليه السلام فرمودند
▪️نفَس کسى که بخاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود، تسبیح است
و اندوهش براى ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.
▪️سپس امام صادق علیه السّلام افزودند: این حدیث را باید با طلا نوشت!
امالى شیخ مفید، ص 338
]
چرا مراسم عزاداری برای اباعبدالله(ع) از اول دههٔ محرم آغاز میشود
۱
دلائل مختلفی میتواند داشته باشد:
شاید به اعتبار فرمایش امام رضا(ع) است که میفرماید از اول دههٔ محرم حزن و اندوه در چهرهٔ پدرم دیده میشد و حالت عزادار به خود میگرفتند. در روایت آمده است که امام رضا(ع) فرمودند: هنگامی که ماه محرم شروع میشد، دیگر کسی پدرم را خندان نمیدید و هر روز ناراحتی او بیشتر میشد تا روز دهم محرم. پس وقتی روز دهم میرسید، آن روز روز مصیبت و اندوه و گریهٔ او بود. (کَانَ أَبِی ع إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ… امالی صدوق/۱۲۸)
در روایت مشهور دیگری وقتی پسر شبیب در اول محرم بر امام رضا(ع) وارد شد، حضرت برای او ذکر مصیبت شهادت و اسارت اهل بیت(ع) را کردند. (دَخَلْتُ عَلَی الرِّضَا ع فِی أَوَّلِ یَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ.. امالی صدوق/۱۳۰)
شاید به این دلیل باشد که عزاداران قبل از عاشورا با ده شب عزاداری بتوانند خود را برای حضور در غم بزرگ عاشورا آماده کنند. چرا که پس از یک هفته عزاداری، حضور در ذکر مصیبت هولناک عاشورا قابل تحملتر خواهد بود. تمام عزاداران میدانند که اگر عزاداری از روز عاشورا شروع میشد چقدر ذکر مصیبتها در عاشورا دردناکتر و غیرقابل تحملتر میشد.
اینکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»(مستدرک الوسائل/۱۰/۳۱۸) این حرارت را هر کسی حس کرده باشد، میداند بیمقدمه وارد روز عاشورا شدن بسیار دشوار است.
از طرف دیگر ممکن است یک دهه عزاداری قبل از عاشورا برای بعضیها کسب توجه و آمادگی برای ایجاد سوز در روز دهم باشد. کسانی که دل غافلی دارند یا در اثر توجه به تعلقات دنیا احساس محبتشان به امام حسین(ع) کم شده باشد ده روز فرصت دارند تا در محافل عزاداری با شنیدن مواعظ و معارف دینی آمادگی لازم را کسب نمایند تا مبادا در روز مصیبت بزرگ اباعبدالله الحسین(ع) بیاحساس و بیتوجه حضور پیدا کنند.
و شاید حکمت آن این باشد که در واقع این عزاداری دههٔ اول محرم یک نوع اعلام آمادگی برای نصرت است تا صرف سوگواری، و گویی عزاداران به قصد یاری اباعبدالله الحسین(ع) از همان ابتدای محرم به خیمهٔ اباعبدالله الحسین(ع) میروند که مولایشان را غریب نگذارند. به همین دلیل عزاداری دههٔ عاشورا رنگ و بوی حماسی دارد و دستههای عزا با علائم دستههای رزمی در میادین دیده میشوند.
در حالی که عزاداری از عصر عاشورا و شام غریبان به بعد تنها رنگ و بوی غم به خود میگیرد و حتی رسم شده است از ظهر عاشورا به بعد بیرقها را به علامت شهادت اباعبدالله الحسین(ع) میخوابانند و دیگر برافراشته نگه نمیدارند.
استاد علیرضا پناهیان-۹۴/۷/۲۰ | منبع: سایت بیان معنوی
برای جامعه اسلامی مخصوصاً پیروان مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) روشن و واضح است که مهمترین پیام نماز ظهر عاشورا، زنده نگه داشتن دین اسلام و احیای امر به معروف و نهی از منکر است. امام حسین (ع)، خود در بیانی می فرمایند: من عاشق نمازم و به همین خاطر در سخت ترین شرایط در میدان جنگ ، دست از محضر پروردگار برنداشتند و نماز خود را اقامه کردند. قیام امام حسین (ع) برای این است که برنامه ها و احکام دین حتی در معرکه جنگ و حتی در مقابل دشمن هم برقرار باشد. پس قیام امام حسین (ع) در روز دهم محرم و اقامه نماز او در این روز می رساند که جهاد، جنگ و اسارت و بیچارگی هایی که امام حسین(ع) و یاران با وفایش متحمل شده اند، همه برای حفظ دین بوده است. چگونه میتوان عزادار و سوگوار واقعى امام بود ولی نماز را كه امام به خاطر آن قيام كرد، مهم نشمرد و چگونه ممكن است كسى براى امام عزادارى كند و خود را علاقهمند به او بداند در حاليكه حافظ نماز خود نباشد و آن را سبك بشمارد. بدون شك اقامه نماز ظهر عاشورا توسط امام حسين(ع) در حساسترين و بحرانیترين لحظات زندگیشان، حكايت از اهميت و توجه به فريضه نماز دارد، چرا كه انگيزه و هدفی كه باعث اقامه اين نماز شد محور قيام ايشان را شكل میدهد. پيام نماز امام در ظهر عاشورا به اين معناست كه هيچ عاملی نمیتواند مانع اقامه نماز شود، حتی بزرگترين واقعه و حادثه زندگى نبايد موجب فاصله افتادن نماز از وقتش شود.
عاشورا ونماز اخر اباعبدالله واصحابش
]
در روز عاشورا شنیده اید و میدانید که کشتارها اغلب بعدازظهر صورت گرفت یعنی تا ظهر عاشورا غالب صحابه امام حسین(ع) و تمام بنی هاشم و خود اباعبدالله که بعد از همه شهید شدند، زنده بودند. فقط در حدود ۳۰ نفر از اصحاب ابا عبدالله در یک جریان تیر اندازی که به وسیله دشمن انجام شد، قبل از ظهر به خاک افتادند و شهید شدند والا باقی دیگر تا ظهر عاشورا را در قید حیات بودند.
مردی از اصحاب ابا عبدالله یکوقت متوجه شد که الان اول ظهر است، آمد عرض کرد یا اباعبدالله! وقت نماز است و ما دلمان میخواهد برای آخرین بار نماز جماعتی با شما بخوانیم. ابا عبدالله نگاهی کرد، تصدیق کرد که وقت نماز است.
می گویند این جمله را فرمود: «ذکرت الصلوه جعلک الله من المصلین» نماز را یاد کردی، خدا تو را از نماز گزاران قرار بدهد. مردی که سر بر کف دست گذاشته است، یک چنین مجاهدی را امام دعا می کند که خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد.
ببینید نمازگزار واقعی چه مقامی دارد! فرمود: بله نماز می خوانیم. همان جا در میدان جنگ نماز ظهر عاشورا خواندند .
نمازی که در اصطلاح فقه اسلامی نماز خوف نامیده می شود. نماز خوف مثل نماز مسافر دو رکعت است نه چهار رکعت، یعنی انسان اگر در وطن
. نماز خوف مثل نماز مسافر دو رکعت است نه چهار رکعت، یعنی انسان اگر در وطن هم باشد باز باید دو رکعت بخواند، برای اینکه مجال نیست، در آنجا باید مخفف خواند.
ابا عبدالله چنین نماز خوفی خواند ولی وضع ابا عبدالله یک وضع خاصی بود زیرا چندان از دشمن دور نبودند. لهذا آن عده ای که می خواستند دفاع کنند نزدیک ابا عبدالله ایستاده بودند و دشمن بی حیا و بی شرم حتی در این لحظه هم آنها را راحت نگذاشت.
در حالی که اباعبدالله مشغول نماز ظهر عاشورا بود، دشمن شروع به تیر اندازی کرد، دو نوع تیر اندازی، هم تیر زبان که یکی فریاد کرد: حسین! نماز نخوان، نماز تو فایده ای ندارد، تو بر پیشوای زمان خودت یزید، یاغی هستی، لذا نماز تو قبول نیست! و هم تیرهایی که از کمانهایشان پرتاب می کردند.
در هنگام نماز ظهر عاشورا یکی دو نفر از صحابه ابا عبدالله که خودشان را برای ایشان سپر قرار داده بودند، روی خاک افتادند. یکی از آنها سعیدبن عبدالله حنفی به حالی افتاد که وقتی نماز ابا عبدالله تمام شد، دیگر نزدیک جان دادنش بود. آقا خودشان را به بالین او رساندند. وقتی به بالین او رسیدند، او جمله عجیبی گفت. عرض کرد: یا ابا عبدالله! اوفیت؟ آیا من حق وفا را بجا آوردم؟ مثل اینکه هنوز هم فکر می کرد که حق حسین آنقدر بزرگ و بالاست که این مقدار فداکاری هم شاید کافی نباشد. این بود نماز ابا عبدالله در صحرای کربلا.
حر در کربلا
سم الله
حر، از اول هم دو دل بود، بین این طرف و آن طرف،
بین امام که بهترین خلق خدا بود و یزید که خلیفه مسلمین بود.
مامور بود به سد کردن مسیر، نه درگیری
اذن مواظبت داشت، نه قتال
نامه صلح داشت، نه جنگ،
اما
باور داشت فرزند پیامبر است، پسر فاطمه (سلام الله علیها) است، پدرش علی (علیه السلام) است، برادرش مجتبی (علیه السلام) است…
باور داشت که در جواب امام، به احترام دختر پیامبر سکوت کرد،
عدالتشان را قبول داشت که پشت امام نماز خواند،
حریمشان را محترم می شمرد که به خیمه گاه نزدیک نشد.
…
حر
فکر نمی کرد جنگ شود، خونریزی شود، درگیری شود،
وقتی مطمئن شد که این سپاه به قصد قتل عام آمدند، همان احترام، ادب، علاقه، کفه بر حق بودن سپاه امام را سنگین کرد.
فقط شک کرد به توبه اش، بازگشتش، پذیرفته شدنش…
نخواست چشم در چشم شود، به خون غلتیده شدن کسی را ببیند، نگاهش به چشمان تشنه کودکان بیفتد، شرم حضور داشت پیش عقیله بنی هاشم
تا خیمه گاه سر به زیر آمد،
نیامده، رفت
و حر شد…
دلنوشته ای برای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
????به نام خدا ?? ??
(مهدیه پاکدل)
پیشکش قدوم پربرکت آخرین اختر ولایت آقا زاده ی حضرت زهرا(علیه السلام)
…شب وروزم بایادتو…امابی تو چه حالی ام…یابن الحسن…یابن الحسن…آقابیا…گمگشته ی شهر ظهور…آقای من کجایی؟؟…درکوچه های بی تو,من…سرگشته وحیران شدم…من زنده ام بایادتو… اماندارم جسم تو…آقاکجایی همزبون؟؟…رحمی نما برحال ما…آقای خوب ونازنین…محبوب دلها ای غریب…پس کی شوی پیداشبی؟؟…درکوچه سرگردانمو… درجمکران جویای تو…چشم بصیرت ندارم…آقای خوبم مهدی جان… گشتیم خراب و خسته ی این روزگاربی شما…مهدی من…کی شود…آن روی زیباراببینیم…درجهالت جان ندیم…درکنارت جان دهیم… مولایم…زیبایم…دربی خبری سر می بریم…آخر این بی خبری… خوش خبری نام ندارد…دوری ازیار سینه را چاک می دهد…دست دعابالا کنیم…العجل گویان…باچشم اشک بار نازنین…دیگربس است درد فراق…دیگر بس است…طاقت نداریم…عاشقانت هرشب وروز میکنند یادت…آقاجان…مامانده ایم مهجورازتو…درمانده ورنجور ازتو …آقا نمی آیی چرا؟؟…ای خورشید عالم, بتاب…براین جهان از نبودت بی قرار…مهدی صاحب زمان…ای همزبون بی کسان…منتقم خون حسین…ای حق بگیر حق زهرای بتول…کی شودآقا بیایی…دست رهبررابگیری…بانگ انا المهدی برآری…جمله یکسر جمع کنی…آن جمعه ی پایان بی قراری ها…پس کی بیاید آقا…نمیریم وببینیم روی ماهت نازنین…مولای خوبم…در آخرگویم…مهدی زهرا…خشکسالی عدل وداد است…تبش فتنه دامنگیر همه گشته…بیاوماکنعانیان را از این قحطی زدگی نجات ده…تاابررحمت وباران مهربانی فراگیرشود…کنعانیان منتظرت هستند…ای نور چشم رهبریعقوب دلم خامنه ای…
?بس است دیگر بیا…روزگارهرروز بدتراز قبل میشود
?اگرنگاه ما نمیکنی نگاه رهبرمان کن …سلاله ی خودتان…همانی که نسبت به شما معرفت کامل دارد…
?به خاطر شیعیان بی گناه کشته شده به ظلم وجفا ظهورکن
?بیاتا مادران شهدا آرام گیرند…بیاتا پدران شهدا نتیجه ی صبرشان را ببینند…
?بیا وتمامی امورراختم به خیرکن
?بیاتاتمام دلنگرانی هاودلواپسی هاخاتمه پیداکند…
??????
برای تعجیل هرچه سریع تردر امرظهور صلوات
??????
جاروکش خاک قدمت?مهدیه پاکدل